جملاتی با فعل herbeibringen
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل herbeibringen. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی herbeibringen به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل herbeibringen در دسترس هستند.
زمان حال
-
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
وجه وصفی
-
جدول افعال قوانین
- چگونه herbeibringen را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه herbeibringen را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه herbeibringen را در امری صرف میکنید؟
- چگونه herbeibringen را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه herbeibringen را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه herbeibringen را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه herbeibringen را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری معلوم برای فعل herbeibringen
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی معلوم برای فعل herbeibringen
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری معلوم برای فعل herbeibringen
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای herbeibringen آلمانی
-
herbeibringen
bring, bring on, deliver, fetch up
доставить, принести, приносить
traer, conseguir, dar, procurar
apporter, amener, donner, produire
getirmek, ulaştırmak
trazer, dar
apportare, dare, portare, procurare
aduce
hozni, átadni
przynieść, dać, przynosić, przyprowadzać, przyprowadzić
παραδίδω, φέρνω
aanbrengen, brengen, geven, hierheen brengen, verschaffen
donést, přinést
föra hit, ge
bringe, give
与える, 持ってくる
donar, portar
antaa, tuoda
bringe, gi
ekarri, eman
dati, doneti
донесување, предавање
prinašati, pripeljati
dodať, priniesť
dati, donijeti
dati, donijeti
передати, принести
донасям, приносям
даваць, прыносіць
membawa, membawakan
mang cho, mang đến
olib berish, olib kelmoq
लाकर देना, लाना
拿来, 送来
นำมา, นำมาให้
가져다주다, 가져오다
gətirib vermək, gətirmək
მოიტანე და მიეცი, მოტანა
আনা, এনে দেওয়া
sjell, sjell dhe jep
घेऊन येणे, घेवून देणे
ल्याउने, ल्याएर दिनु
తీసుకురావడం, తీసుకెళ్లి ఇవ్వడం
atnest, atvest
கொண்டு வந்து கொடு, கொண்டு வரு
tooma, tuua
բերել, բերել ու տալ
anîn, anîn û dan
להביא، לתת
إحضار، تقديم
آوردن، تحویل دادن
دینا، لانا
herbeibringen in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای herbeibringen- hierher bringen, jemandem geben
- hierher bringen, herbringen, mitbringen, bringen, herbeischaffen, herschaffen
معانی مترادفها
قواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل