جملاتی با فعل herbeibringen

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل herbeibringen. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی herbeibringen به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل herbeibringen در دسترس هستند.

وجه خبری

جملات نمونه در حالت اخباری معلوم برای فعل herbeibringen


  • Ich brachte Wasser herbei . 
    انگلیسی I brought water.

 جدول افعال

وجه التمنی (سبژونکتیو)

کاربرد وجه التمنی معلوم برای فعل herbeibringen

وجه شرطی دوم (würde)

شکل‌های جایگزین با "würde"

امری

جملات امری معلوم برای فعل herbeibringen

ترجمه‌ها

ترجمه‌های herbeibringen آلمانی


آلمانی herbeibringen
انگلیسی bring, bring on, deliver, fetch up
روسی доставить, принести, приносить
اسپانیایی traer, conseguir, dar, procurar
فرانسوی apporter, amener, donner, produire
ترکی getirmek, ulaştırmak
پرتغالی trazer, dar
ایتالیایی apportare, dare, portare, procurare
رومانی aduce
مجاری hozni, átadni
لهستانی przynieść, dać, przynosić, przyprowadzać, przyprowadzić
یونانی παραδίδω, φέρνω
هلندی aanbrengen, brengen, geven, hierheen brengen, verschaffen
چکی donést, přinést
سوئدی föra hit, ge
دانمارکی bringe, give
ژاپنی 与える, 持ってくる
کاتالان donar, portar
فنلاندی antaa, tuoda
نروژی bringe, gi
باسکی ekarri, eman
صربی dati, doneti
مقدونی донесување, предавање
اسلوونیایی prinašati, pripeljati
اسلواکی dodať, priniesť
بوسنیایی dati, donijeti
کرواتی dati, donijeti
اوکراینی передати, принести
بلغاری донасям, приносям
بلاروسی даваць, прыносіць
اندونزیایی membawa, membawakan
ویتنامی mang cho, mang đến
ازبکی olib berish, olib kelmoq
هندی लाकर देना, लाना
چینی 拿来, 送来
تایلندی นำมา, นำมาให้
کره‌ای 가져다주다, 가져오다
آذربایجانی gətirib vermək, gətirmək
گرجی მოიტანე და მიეცი, მოტანა
بنگالی আনা, এনে দেওয়া
آلبانیایی sjell, sjell dhe jep
مراتی घेऊन येणे, घेवून देणे
نپالی ल्याउने, ल्याएर दिनु
تلگو తీసుకురావడం, తీసుకెళ్లి ఇవ్వడం
لتونیایی atnest, atvest
تامیلی கொண்டு வந்து கொடு, கொண்டு வரு
استونیایی tooma, tuua
ارمنی բերել, բերել ու տալ
کردی anîn, anîn û dan
عبریלהביא، לתת
عربیإحضار، تقديم
فارسیآوردن، تحویل دادن
اردودینا، لانا

herbeibringen in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های herbeibringen

  • hierher bringen, jemandem geben
  • hierher bringen, herbringen, mitbringen, bringen, herbeischaffen, herschaffen

herbeibringen in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود

* برخی از مترادف‌ها از OpenThesaurus (openthesaurus.de) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر یافته باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 4.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/4.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: herbeibringen

* جملات Tatoeba (tatoeba.org) تحت مجوز CC BY 2.0 FR (creativecommons.org/licenses/by/2.0/fr/) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق این لینک‌ها پیدا کنید: 2209785