جملاتی با فعل vermummeln 〈جمله پرسشی〉
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل vermummeln. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی vermummeln به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل vermummeln در دسترس هستند.
زمان حال
-
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
وجه وصفی
-
جدول افعال قوانین
- چگونه vermummeln را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه vermummeln را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه vermummeln را در امری صرف میکنید؟
- چگونه vermummeln را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه vermummeln را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه vermummeln را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه vermummeln را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری معلوم برای فعل vermummeln
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی معلوم برای فعل vermummeln
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری معلوم برای فعل vermummeln
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای vermummeln آلمانی
-
vermummeln
bundle up, wrap up
заворачиваться, укутываться
abrigarse, envolverse
couvrir, envelopper
sarmak, örtmek
agasalhar, agasalhar-se, encapar
avvolgere, camuffare, coprire, imbacuccare, imbacuccarsi, mascherare, mascherarsi, travestire
acoperi, îmbrăca
bepakol, felöltözik
owijać, przykrywać
ντύνομαι, τυλίγω
inpakken, verhullen
oblečení, zabalit se
inpacka, täcka
indhylle, pakke ind
包む, 覆う
cobrir-se, envoltori
kääriä, peittää
innhylle, pakke inn
berotzeko jantziak jantzi
oblačiti se, umotati
завиткување, облечи се топло
obleči se, zaviti se
zababušiť, zabaliť
oblačiti se, umotati
umotati, zamotati
завернутися, закутуватися
завивам, обличам
загарнуць, упакаваць
memakai pakaian hangat
mặc nhiều áo ấm
issiq kiyimlar bilan o'ralash
गर्म कपड़े ओढ़ना
穿暖和的衣服
สวมเสื้อผ้าอุ่นๆ
따뜻하게 몸을 감싸다
isti geyim geyinmək
სითბო ტანსაცმლის ჩაცმა
গরম পোশাক পরা
vesh rroba të ngrohta
गरम कपडे घालणे
गर्म कपडा लगाउन
వేడి దుస్తులు ధరించడం
uzvilkt siltus apģērbus
சூடாக உடைகளை அணிதல்
soojalt riietuda
ջերմ հագուստ կրել
xwe germî kirin
להתעטף
تدفئة، تغطية
پوشاندن
پوشاک، ڈھانپنا
vermummeln in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای vermummeln- [Gesundheit] viele wärmende Sachen anziehen oder um sich legen, so dass wenig Haut zu sehen ist (die kalt werden kann), einhüllen, einmummeln, einpacken, einwickeln, vermummen
معانی مترادفها
قواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل