جملاتی با فعل ranhalten ⟨جمله پرسشی⟩

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل ranhalten. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی ranhalten به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل ranhalten در دسترس هستند.

وجه خبری

جملات نمونه در حالت اخباری معلوم برای فعل ranhalten


  • Sie hält sich nicht ran . 
    انگلیسی She does not keep away.

 جدول افعال

وجه التمنی (سبژونکتیو)

کاربرد وجه التمنی معلوم برای فعل ranhalten

وجه شرطی دوم (würde)

شکل‌های جایگزین با "würde"

امری

جملات امری معلوم برای فعل ranhalten

ترجمه‌ها

ترجمه‌های ranhalten آلمانی


آلمانی ranhalten
انگلیسی hump oneself, hurry, rush
روسی поспешить, придерживаться плана
اسپانیایی apresurarse, darse prisa, afanarse, reaccionar rápidamente
فرانسوی se dépêcher
ترکی acele etmek, gayret etmek, sebat göstermek
پرتغالی apressar-se
ایتالیایی affrettarsi, darsi da fare
رومانی se grăbi
مجاری sietni
لهستانی pośpieszyć się
یونانی βιάζομαι
هلندی haasten
چکی namáhat se, pospíšit si
سوئدی skynda sig, sno på
دانمارکی skynde sig, mase
ژاپنی 急ぐ
کاتالان afanyar-se
فنلاندی kiirehtiä
نروژی skynde seg
باسکی azkar ibili
صربی požuriti se
مقدونی побрзување
اسلوونیایی pohiteti
اسلواکی ponáhľať sa
بوسنیایی požuriti se
کرواتی požuriti se
اوکراینی поспішати
بلغاری побързвам се
بلاروسی паспяшацца
اندونزیایی bergegas, bersegera
ویتنامی khẩn trương, nhanh lên
ازبکی shoshmoq
هندی जल्दी करना, फटाफट करना
چینی 赶快, 赶紧
تایلندی รีบ
کره‌ای 서두르다
آذربایجانی tələsmək
گرجی იჩქარება
بنگالی তাড়াহুড়ো করা
آلبانیایی nxitoj, shpejtoj
مراتی घाई करणे
نپالی हतारिनु
تلگو త్వరపడు
لتونیایی pasteigties, steigties
تامیلی அவசரப்படு
استونیایی kiirustama, ruttama
ارمنی շտապել
کردی lez kirin, zû kirin
عبریלהתמהר
عربیعجل
فارسیشتاب کردن
اردوجلدی کرنا

ranhalten in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های ranhalten

  • sich bei etwas beeilen, fix machen, (sich) beeilen müssen, (sich) beeilen, (die) Hufe schwingen, schnell machen

ranhalten in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود

* جملات Tatoeba (tatoeba.org) تحت مجوز CC BY 2.0 FR (creativecommons.org/licenses/by/2.0/fr/) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق این لینک‌ها پیدا کنید: 10112077

* برخی از مترادف‌ها از OpenThesaurus (openthesaurus.de) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر یافته باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 4.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/4.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: ranhalten