جملاتی با فعل ranhalten 〈جمله پرسشی〉
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل ranhalten. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی ranhalten به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل ranhalten در دسترس هستند.
زمان حال
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
وجه وصفی
-
جدول افعال قوانین
- چگونه ranhalten را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه ranhalten را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه ranhalten را در امری صرف میکنید؟
- چگونه ranhalten را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه ranhalten را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه ranhalten را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه ranhalten را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری معلوم برای فعل ranhalten
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی معلوم برای فعل ranhalten
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری معلوم برای فعل ranhalten
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای ranhalten آلمانی
-
ranhalten
hump oneself, hurry, rush
поспешить, придерживаться плана
apresurarse, darse prisa, afanarse, reaccionar rápidamente
se dépêcher
acele etmek, gayret etmek, sebat göstermek
apressar-se
affrettarsi, darsi da fare
se grăbi
sietni
pośpieszyć się
βιάζομαι
haasten
namáhat se, pospíšit si
skynda sig, sno på
skynde sig, mase
急ぐ
afanyar-se
kiirehtiä
skynde seg
azkar ibili
požuriti se
побрзување
pohiteti
ponáhľať sa
požuriti se
požuriti se
поспішати
побързвам се
паспяшацца
bergegas, bersegera
khẩn trương, nhanh lên
shoshmoq
जल्दी करना, फटाफट करना
赶快, 赶紧
รีบ
서두르다
tələsmək
იჩქარება
তাড়াহুড়ো করা
nxitoj, shpejtoj
घाई करणे
हतारिनु
త్వరపడు
pasteigties, steigties
அவசரப்படு
kiirustama, ruttama
շտապել
lez kirin, zû kirin
להתמהר
عجل
شتاب کردن
جلدی کرنا
ranhalten in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای ranhalten- sich bei etwas beeilen, fix machen, (sich) beeilen müssen, (sich) beeilen, (die) Hufe schwingen, schnell machen
معانی مترادفها
قواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل