جملاتی با فعل herumsurfen ⟨جمله پرسشی⟩

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل herumsurfen. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی herumsurfen به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل herumsurfen در دسترس هستند.

وجه خبری

جملات نمونه در حالت اخباری معلوم برای فعل herumsurfen


  • Das Gefühl, dass die Nachbarn beobachten können, auf welchen Seiten man gerade herumsurft , ist doch ziemlich unangenehm. 
    انگلیسی The feeling that the neighbors can see which pages you are currently surfing is quite uncomfortable.

 جدول افعال

وجه التمنی (سبژونکتیو)

کاربرد وجه التمنی معلوم برای فعل herumsurfen

وجه شرطی دوم (würde)

شکل‌های جایگزین با "würde"

امری

جملات امری معلوم برای فعل herumsurfen

ترجمه‌ها

ترجمه‌های herumsurfen آلمانی


آلمانی herumsurfen
انگلیسی surfing
روسی блуждать по интернету, серфить
اسپانیایی navegar, surfear
فرانسوی naviguer, surfer
ترکی internet gezintisi, sörf yapmak
پرتغالی navegar, pesquisar
ایتالیایی navigare, surfare
رومانی navigare, surfa
مجاری böngészés, internetezés
لهستانی surfowanie
یونانی σερφάρισμα
هلندی surfen
چکی surfování
سوئدی surfa
دانمارکی surfe
ژاپنی ウェブサーフィン, ネットサーフィン
کاتالان navegar
فنلاندی selata
نروژی surfe rundt
باسکی interneteko nabigatzea
صربی surfovanje
مقدونی сурфање
اسلوونیایی brskanje
اسلواکی surfovanie
بوسنیایی surfanje
کرواتی surfanje
اوکراینی серфінг
بلغاری сърфиране
بلاروسی блукаць па Інтэрнэце
اندونزیایی menjelajah web
ازبکی veb-brauz qilish
هندی वेब ब्राउज़ करना
چینی 上网浏览
تایلندی ท่องเว็บ
کره‌ای 웹 서핑하다
آذربایجانی veb-sörf etmək
گرجی ვებგვერდებზე ბრაუზვა
بنگالی ওয়েবে ব্রাউজ করা
آلبانیایی shfletoj në internet
مراتی वेब ब्राउज़ करणे
تلگو వెబ్ బ్రౌజ్ చెయ్యడం
لتونیایی pārlūkot tīmekli
تامیلی இணையத்தில் உலாவுதல்
استونیایی veebis surfata
ارمنی վեբ զննարկել
کردی web brauz kirin
عبریלגלוש
عربیتصفح
فارسیگشت و گذار در اینترنت
اردوانٹرنیٹ پر سرفنگ

herumsurfen in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های herumsurfen

  • [Computer] längere Zeit im Internet nach Informationen suchen, indem man durch das Anklicken von Hyperlinks nach und nach Webseiten aufruft

herumsurfen in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود

* تعاریف تا حدی از ویکی‌واژه (de.wiktionary.org) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر کرده باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: 1156808

* جملات ویکشِنری (de.wiktionary.org) تحت مجوز CC BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0/deed.de) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق لینک‌های زیر مشاهده کنید: 1156808