جملاتی با فعل andringen ⟨جمله پرسشی⟩

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل andringen. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی andringen به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل andringen در دسترس هستند.

ترجمه‌ها

ترجمه‌های andringen آلمانی


آلمانی andringen
انگلیسی advance, press, urge
روسی напирать, наступать, приливать, прилить, нажимать, настаивать
اسپانیایی insistir, presionar
فرانسوی insister, pousser
ترکی zorlamak, ısrar etmek
پرتغالی pressionar, insistir
ایتالیایی avanzare, avanzare impetuosamente, avventarsi su, scagliarsi su, insistere, premere
رومانی insista, apăsa
مجاری ráerőltet
لهستانی naciskać, przypierać
یونانی επιμένω, πιέζω
هلندی aandringen, dringen
چکی naléhat, tlačit
سوئدی pressa, trycka
دانمارکی presser, trykke
ژاپنی 強く迫る, 押し付ける
کاتالان insistir, pressionar
فنلاندی painostaa, vaatia
نروژی påvirke, trykke
باسکی bultzatu, presionatu
صربی naglašavati, pritiskati
مقدونی притискање
اسلوونیایی nagovarjati, pritiskati
اسلواکی naliehať, presadzovať
بوسنیایی nagovarati, pritiskati
کرواتی naglašavati, pritiskati
اوکراینی наполягати, підштовхувати
بلغاری настойчиво натискам
بلاروسی націскаць, падштурхваць
اندونزیایی mendesak
ویتنامی hối thúc, thúc giục
ازبکی qat’iy talab qilmoq, undamoq
هندی आग्रह करना, दबाव डालना
چینی 催促, 敦促
تایلندی ยืนกราน, เร่งเร้า
کره‌ای 재촉하다, 촉구하다
آذربایجانی israr etmək, təzyiq göstərmək
گرجی ზეწოლა მოხდენა, მოწოდება
بنگالی চাপ দেওয়া, তাগিদ দেওয়া
آلبانیایی këmbëngul, ushtroj presion
مراتی आग्रह धरणे, दबाव टाकणे
نپالی आग्रह गर्नु, दबाब दिनु
تلگو ఒత్తిడి చేయు
لتونیایی spiest, uzstāt
تامیلی வற்புறுத்து
استونیایی peale käima, survestama
ارمنی հորդորել, պնդել
کردی pêgirî kirin
عبریלדחוף، ללחוץ
عربیإلحاح، ضغط
فارسیفشار آوردن
اردوزور دینا، دباؤ ڈالنا

andringen in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های andringen

  • mit Nachdruck auf jemanden, etwas drängen

andringen in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود