جملاتی با فعل abkippen (hat) ⟨جمله پرسشی⟩

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل abkippen. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی abkippen (hat) به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل abkippen در دسترس هستند.

haben
ab·kippen
sein
ab·kippen

ترجمه‌ها

ترجمه‌های abkippen (hat) آلمانی


آلمانی abkippen (hat)
انگلیسی dump, fall down, tilt, tilt down, tip, tip over
روسی опрокидывать, падать, валить, опрокинуть, отсыпать в отвал, разгружать, разгрузить, резко потерять высоту
اسپانیایی volcar, bajar, caer, decantar, descargar, verter
فرانسوی basculer, déverser, tomber
ترکی devrilmek, düşmek
پرتغالی cair, despejar, inclinar
ایتالیایی capovolgere, ribaltare, rovesciare, scaricare
رومانی cădea, înclina
مجاری eldől, leborul
لهستانی przewracać, przechylać, przewrócić, zrzucać, zrzucić, zsypać, zsypywać
یونانی ανατροπή, κλίση
هلندی afladen, kantelen, kiepen, neerslaan, omvallen, storten
چکی převrhnout, sklopit
سوئدی tippa, välta
دانمارکی kaste, tipping
ژاپنی 倒れる, 傾く
کاتالان caure, volcar
فنلاندی kaatua, kaatuminen
نروژی kaste, tippe
باسکی bota, erori
صربی pasti, prevrnuti
مقدونی кренати, паднати
اسلوونیایی nagniti, prevrniti
اسلواکی prevrhnúť, sklopiť
بوسنیایی prevrnuti, srušiti
کرواتی nagnuti, prevrnuti
اوکراینی нахилятися, падати
بلغاری наклоняване, превръщане
بلاروسی паваліцца, упасці
اندونزیایی terguling, terjungkal
ویتنامی lật nhào, đổ nhào
ازبکی ag'darilib yiqilmoq, qulab ketmoq
هندی उलट जाना, उलटकर गिरना
چینی 倾倒, 翻倒
تایلندی พลิกคว่ำ, ล้มคว่ำ
کره‌ای 넘어지다, 전도되다
آذربایجانی devrilmək
گرجی ამოყირავება, გადაბრუნება
بنگالی উল্টে পড়া, উল্টে যাওয়া
آلبانیایی përmbysem, rrëzohem
مراتی उलटणे, उलटून पडणे
نپالی उल्टिनु, उल्टेर खस्नु
تلگو తూలిపడటం
لتونیایی apgāzties, nogāzties
تامیلی கவிழ், கவிழ்ந்து விழு
استونیایی ümber kukkuma, ümber minema
ارمنی շուռ գալ
کردی ketin
عبریלהפוך، ליפול
عربیانقلاب، سقوط
فارسیافتادن، چپه شدن
اردوجھکنا، گرنا

abkippen (hat) in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های abkippen (hat)

  • nach unten kippen und fallen

abkippen (hat) in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود