جملاتی با فعل fortfegen
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل fortfegen. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی fortfegen به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل fortfegen در دسترس هستند.
زمان حال
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
Jemand sollte die Glassplitter vom Bürgersteig
fortfegen
.
Someone should sweep the glass shards off the sidewalk.
وجه وصفی
-
جدول افعال قوانین
- چگونه fortfegen را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه fortfegen را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه fortfegen را در امری صرف میکنید؟
- چگونه fortfegen را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه fortfegen را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه fortfegen را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه fortfegen را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری معلوم برای فعل fortfegen
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی معلوم برای فعل fortfegen
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری معلوم برای فعل fortfegen
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای fortfegen آلمانی
-
fortfegen
sweep away, clear away
сметать
barrer, limpiar
balayer
temizlemek, süpürmek
varrer
spazzare via, rimuovere
îndepărta
eltakarítani, sepregetni
zamiatać
καθάρισμα, σκούπισμα
vegen
odstranit, uklidit
bortföra, bortta
feje væk
掃除する, 片付ける
escombrar
puhdistaa, siivota
feie bort
garbiketa, garbitu
pometati
преместување
pometati
odstrániť
odnositi, ukloniti
odnijeti, pokupiti
змести
изчиствам, премахвам
забраць, прыбраць
menyapu, menyapu bersih
quét sạch, quét đi
supurib tashlamoq, supurmoq
बुहार देना, बुहारना
扫去, 扫走
กวาดทิ้ง, กวาดออก
쓸어내다
süpürmək, süpürüb aparmaq
გადაგვა, დაგვა
ঝাড়ু দিয়ে সরানো, ঝাড়ু দেওয়া
fshij
झाडणे, झाडून टाकणे
बुहार्नु
ఊడ్చడం, ఊడ్చివేయడం
aizslaucīt
துடைப்பது, தூய்தல்
ära pühkima
սրբել
carû kirin
לגרוף
إزالة
پاک کردن، جمع کردن
صاف کرنا، چننا
fortfegen in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای fortfegenقواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل