جملاتی با فعل fortfegen

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل fortfegen. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی fortfegen به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل fortfegen در دسترس هستند.

وجه خبری

جملات نمونه در حالت اخباری معلوم برای فعل fortfegen


  • Der Herbststurm fegt die Blätter fort . 
    انگلیسی The autumn storm sweeps the leaves away.

 جدول افعال

وجه التمنی (سبژونکتیو)

کاربرد وجه التمنی معلوم برای فعل fortfegen

وجه شرطی دوم (würde)

شکل‌های جایگزین با "würde"

امری

جملات امری معلوم برای فعل fortfegen

ترجمه‌ها

ترجمه‌های fortfegen آلمانی


آلمانی fortfegen
انگلیسی sweep away, clear away
روسی сметать
اسپانیایی barrer, limpiar
فرانسوی balayer
ترکی temizlemek, süpürmek
پرتغالی varrer
ایتالیایی spazzare via, rimuovere
رومانی îndepărta
مجاری eltakarítani, sepregetni
لهستانی zamiatać
یونانی καθάρισμα, σκούπισμα
هلندی vegen
چکی odstranit, uklidit
سوئدی bortföra, bortta
دانمارکی feje væk
ژاپنی 掃除する, 片付ける
کاتالان escombrar
فنلاندی puhdistaa, siivota
نروژی feie bort
باسکی garbiketa, garbitu
صربی pometati
مقدونی преместување
اسلوونیایی pometati
اسلواکی odstrániť
بوسنیایی odnositi, ukloniti
کرواتی odnijeti, pokupiti
اوکراینی змести
بلغاری изчиствам, премахвам
بلاروسی забраць, прыбраць
اندونزیایی menyapu, menyapu bersih
ویتنامی quét sạch, quét đi
ازبکی supurib tashlamoq, supurmoq
هندی बुहार देना, बुहारना
چینی 扫去, 扫走
تایلندی กวาดทิ้ง, กวาดออก
کره‌ای 쓸어내다
آذربایجانی süpürmək, süpürüb aparmaq
گرجی გადაგვა, დაგვა
بنگالی ঝাড়ু দিয়ে সরানো, ঝাড়ু দেওয়া
آلبانیایی fshij
مراتی झाडणे, झाडून टाकणे
نپالی बुहार्नु
تلگو ఊడ్చడం, ఊడ్చివేయడం
لتونیایی aizslaucīt
تامیلی துடைப்பது, தூய்தல்
استونیایی ära pühkima
ارمنی սրբել
کردی carû kirin
عبریלגרוף
عربیإزالة
فارسیپاک کردن، جمع کردن
اردوصاف کرنا، چننا

fortfegen in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های fortfegen

  • etwas am Boden Liegendes wegbefördern

fortfegen in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود

* تعاریف تا حدی از ویکی‌واژه (de.wiktionary.org) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر کرده باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: 1090910

* جملات ویکشِنری (de.wiktionary.org) تحت مجوز CC BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0/deed.de) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق لینک‌های زیر مشاهده کنید: 1090910