جملاتی با فعل enthaupten

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل enthaupten. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی enthaupten به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل enthaupten در دسترس هستند.

زمان حال

-

گذشته ناقص

  • Perseus enthauptete Medusa. 
    انگلیسی Perseus beheaded Medusa.

وجه التزامی I

-

حالت التبعیض دوم

-

امری

-

مصدر

  • Wenn man sich kleiner machen will, ist es besser sich hinzuknien als sich enthaupten zu lassen. 
    انگلیسی If you want to make yourself smaller, it is better to kneel than to let yourself be beheaded.

وجه وصفی

  • Er wurde vor seiner Schule mit einem Messer enthauptet . 
    انگلیسی He was decapitated with a knife in front of his school.
  • Viele der Gefangenen wurden enthauptet . 
    انگلیسی Many of the prisoners were decapitated.

 جدول افعال قوانین  معانی 

وجه خبری

جملات نمونه در حالت اخباری معلوم برای فعل enthaupten


  • Perseus enthauptete Medusa. 
    انگلیسی Perseus beheaded Medusa.

 جدول افعال

وجه التمنی (سبژونکتیو)

کاربرد وجه التمنی معلوم برای فعل enthaupten

وجه شرطی دوم (würde)

شکل‌های جایگزین با "würde"

امری

جملات امری معلوم برای فعل enthaupten

ترجمه‌ها

ترجمه‌های enthaupten آلمانی


آلمانی enthaupten
انگلیسی behead, decapitate, decollate
روسی обезглавить, обезглавливать
اسپانیایی decapitar, degollar, truncar
فرانسوی décapiter
ترکی başını kesmek, başını uçurmak, boynunu vurmak, idam etmek
پرتغالی decapitar, degolar
ایتالیایی decapitare
رومانی decapita
مجاری lefejez
لهستانی ściąć głowę
یونانی αποκεφαλίζω
هلندی onthoofden
چکی setnout, sťat
سوئدی avhysa, halshugga
دانمارکی halshugge, henrette
ژاپنی 斬首, 首を切る
کاتالان decapitar
فنلاندی päättää
نروژی avhode, henrette
باسکی burua moztu
صربی odrubiti glavu
مقدونی декапитирање
اسلوونیایی obglavitev, obglaviti
اسلواکی sťatý
بوسنیایی odrubiti glavu
کرواتی odrubiti glavu
اوکراینی відрубати голову
بلغاری обезглавяване
بلاروسی адсечка галавы
اندونزیایی memenggal kepala
ویتنامی chặt đầu
ازبکی boshini kesmoq
هندی सिर काटना
چینی 斩首
تایلندی ตัดหัว
کره‌ای 목을 베다
آذربایجانی başını kəsmək
گرجی თავის მოკვლა
بنگالی শিরচ্ছেদ করা
آلبانیایی kokën prer
مراتی डोकं कापणे
نپالی टाउको काट्नु
تلگو తల కోయడం
لتونیایی galvu nocirst
تامیلی தலை வெட்டுதல்
استونیایی peast raiuma
ارمنی գլուխ կտրել
کردی serê xistin
عبریעריפת ראש
عربیقطع الرأس، قطع رأسه
فارسیسر بریدن
اردوسر قلم کرنا، سزائے موت دینا

enthaupten in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های enthaupten

  • jemanden durch Abtrennen des Kopfes töten, steinigen, köpfen, einen Kopf kürzer machen, guillotinieren, erschießen

enthaupten in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود

* تعاریف تا حدی از ویکی‌واژه (de.wiktionary.org) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر کرده باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: 253588

* برخی از مترادف‌ها از OpenThesaurus (openthesaurus.de) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر یافته باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 4.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/4.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: enthaupten

* جملات Tatoeba (tatoeba.org) تحت مجوز CC BY 2.0 FR (creativecommons.org/licenses/by/2.0/fr/) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق این لینک‌ها پیدا کنید: 6447047, 583736, 7773195

* جملات Nachrichtenleicht (nachrichtenleicht.de) مشمول شرایط ذخیره‌شده در آنجا هستند. این و مقاله مرتبط را می‌توانید از طریق لینک‌های زیر مشاهده کنید: Anschlag in Frankreich