جملاتی با فعل eindreschen

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل eindreschen. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی eindreschen به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل eindreschen در دسترس هستند.

ترجمه‌ها

ترجمه‌های eindreschen آلمانی


آلمانی eindreschen
انگلیسی belabor (with), lay (into), bash, hit hard, pound
روسی вбивать, ударять
اسپانیایی aporrear, dar golpes, golpear
فرانسوی flanquer une raclée, cogner, frapper
ترکی darbelere maruz bırakmak, şiddetle vurmak
پرتغالی bater, golpear
ایتالیایی avventarsi, colpire, picchiare
رومانی lovi, zdrobi
مجاری beverni, ütni
لهستانی atakować, zaatakować, bić, uderzać
یونانی χτυπώ, σπάω
هلندی inslaan, slaan
چکی silně udeřit, vrazit
سوئدی slå hårt, slå in
دانمارکی banke, slå hårdt
ژاپنی 叩く, 打ち込む
کاتالان colpejar, pegar
فنلاندی iskeminen, lyöminen
نروژی banke, slå hardt
باسکی jo, kolpeka jo
صربی udaranje, udaranje snažno
مقدونی забивати, удрити
اسلوونیایی udreti, zabiti
اسلواکی udrieť, zraziť
بوسنیایی udaranje, udaranje snažno
کرواتی udaranje, udaranje čekićem
اوکراینی вбивати, сильно бити
بلغاری удар, удрям
بلاروسی забіць, ударыць
اندونزیایی memukuli, menghajar
ویتنامی đánh, đánh tơi tả
ازبکی ezmoq, urib tashlamoq
هندی पिटाई करना, पीटना
چینی 猛击, 痛打
تایلندی ตีอย่างหนัก, ทุบตี
کره‌ای 두들기다, 때려눕히다
آذربایجانی döymək, sındırmaq
گرجی დარტყმა, ცემა
بنگالی পিটানো
آلبانیایی dërrmoj, rrah
مراتی ठार मारणे, ठोकणे
نپالی कुट्नु, पिटाउनु
تلگو కొట్టడం, కొట్టివేయడం
لتونیایی sakaut, sist
تامیلی அடிக்க, தீவிரமாக அடிக்க
استونیایی lööma, peksma
ارمنی խփել, հարվածել
کردی lêdan, şikandin
عبریלהכות، לשבור
عربیضرب، ضرب بشدة
فارسیکوبیدن، ضربه شدید زدن
اردوشدید مارنا، پھینکنا

eindreschen in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های eindreschen

  • heftig schlagen, einschlagen
  • bashen, schlagen, exen, verprügeln, kippen, verhauen

eindreschen in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود

* برخی از مترادف‌ها از OpenThesaurus (openthesaurus.de) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر یافته باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 4.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/4.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: eindreschen