جملاتی با فعل eindreschen
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل eindreschen. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی eindreschen به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل eindreschen در دسترس هستند.
زمان حال
-
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
وجه وصفی
-
جدول افعال قوانین
- چگونه eindreschen را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه eindreschen را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه eindreschen را در امری صرف میکنید؟
- چگونه eindreschen را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه eindreschen را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه eindreschen را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه eindreschen را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری معلوم برای فعل eindreschen
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی معلوم برای فعل eindreschen
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری معلوم برای فعل eindreschen
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای eindreschen آلمانی
-
eindreschen
belabor (with), lay (into), bash, hit hard, pound
вбивать, ударять
aporrear, dar golpes, golpear
flanquer une raclée, cogner, frapper
darbelere maruz bırakmak, şiddetle vurmak
bater, golpear
avventarsi, colpire, picchiare
lovi, zdrobi
beverni, ütni
atakować, zaatakować, bić, uderzać
χτυπώ, σπάω
inslaan, slaan
silně udeřit, vrazit
slå hårt, slå in
banke, slå hårdt
叩く, 打ち込む
colpejar, pegar
iskeminen, lyöminen
banke, slå hardt
jo, kolpeka jo
udaranje, udaranje snažno
забивати, удрити
udreti, zabiti
udrieť, zraziť
udaranje, udaranje snažno
udaranje, udaranje čekićem
вбивати, сильно бити
удар, удрям
забіць, ударыць
memukuli, menghajar
đánh, đánh tơi tả
ezmoq, urib tashlamoq
पिटाई करना, पीटना
猛击, 痛打
ตีอย่างหนัก, ทุบตี
두들기다, 때려눕히다
döymək, sındırmaq
დარტყმა, ცემა
পিটানো
dërrmoj, rrah
ठार मारणे, ठोकणे
कुट्नु, पिटाउनु
కొట్టడం, కొట్టివేయడం
sakaut, sist
அடிக்க, தீவிரமாக அடிக்க
lööma, peksma
խփել, հարվածել
lêdan, şikandin
להכות، לשבור
ضرب، ضرب بشدة
کوبیدن، ضربه شدید زدن
شدید مارنا، پھینکنا
eindreschen in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای eindreschen- heftig schlagen, einschlagen
- bashen, schlagen, exen, verprügeln, kippen, verhauen
معانی مترادفها
قواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل