جملاتی با فعل beigen
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل beigen. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی beigen به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل beigen در دسترس هستند.
زمان حال
-
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
وجه وصفی
-
جدول افعال قوانین
- چگونه beigen را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه beigen را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه beigen را در امری صرف میکنید؟
- چگونه beigen را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه beigen را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه beigen را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه beigen را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری معلوم برای فعل beigen
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی معلوم برای فعل beigen
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری معلوم برای فعل beigen
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای beigen آلمانی
-
beigen
pile, stack, stack up
наслоение, укладывать
Acumular, apilamiento, apilar, Apilar
empiler, superposer
yığmak, üst üste koymak
empilhar, montar
accatastare, impilare
așeza, stivui
halmozni, rakni
staplować, układać
στοίβαγμα, σωρός
opstapelen, stapelen
stohovat, vršit
höga, stapla
opstille, stakke
積み重ねる, 重ねる
apilar, muntar
kerrostaminen, pinoaminen
stable, staple
metatu, pilatu
nizati, staplanje
наслојување, стаклување
naložiti, zlagati
naskladať, stohovať
nizati, stapati
nizati, staplanje
наслоювати, складати
наслоявам, струпвам
наслойваць, складаць
menumpuk, menumpukkan
chất đống, xếp chồng
g‘aramlash, ustma-ust qo‘yish
अंबार लगाना, ढेर लगाना
堆叠, 堆放
กอง, ซ้อน
쌓다, 적재하다
dizmək, üst-üstə yığmaq
გროვად დაყრა, დაწყობა ერთმანეთზე
গাদা করা, স্তূপ করা
grumbulloj, stivos
ढीग करणे, रचणे
थुपार्नु, थुप्रो लगाउनु
దిబ్బ చేయడం, రాశి చేయడం
sakraut, sakraut kaudzē
அடுக்கு, குவி
kuhjama, virnastama
դարսել, կույտ անել
kom kirin
ערימה، שכבה
تراص، تكديس
انباشتن، چیدن
تھوڑا تھوڑا جمع کرنا، ڈھیر کرنا
beigen in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای beigen- etwas aufeinanderstapeln, etwas aufschichten, aufschichten, stapeln, schichten, schlichten
معانی مترادفها
قواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل