جملاتی با فعل beigen

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل beigen. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی beigen به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل beigen در دسترس هستند.

ترجمه‌ها

ترجمه‌های beigen آلمانی


آلمانی beigen
انگلیسی pile, stack, stack up
روسی наслоение, укладывать
اسپانیایی Acumular, apilamiento, apilar, Apilar
فرانسوی empiler, superposer
ترکی yığmak, üst üste koymak
پرتغالی empilhar, montar
ایتالیایی accatastare, impilare
رومانی așeza, stivui
مجاری halmozni, rakni
لهستانی staplować, układać
یونانی στοίβαγμα, σωρός
هلندی opstapelen, stapelen
چکی stohovat, vršit
سوئدی höga, stapla
دانمارکی opstille, stakke
ژاپنی 積み重ねる, 重ねる
کاتالان apilar, muntar
فنلاندی kerrostaminen, pinoaminen
نروژی stable, staple
باسکی metatu, pilatu
صربی nizati, staplanje
مقدونی наслојување, стаклување
اسلوونیایی naložiti, zlagati
اسلواکی naskladať, stohovať
بوسنیایی nizati, stapati
کرواتی nizati, staplanje
اوکراینی наслоювати, складати
بلغاری наслоявам, струпвам
بلاروسی наслойваць, складаць
اندونزیایی menumpuk, menumpukkan
ویتنامی chất đống, xếp chồng
ازبکی g‘aramlash, ustma-ust qo‘yish
هندی अंबार लगाना, ढेर लगाना
چینی 堆叠, 堆放
تایلندی กอง, ซ้อน
کره‌ای 쌓다, 적재하다
آذربایجانی dizmək, üst-üstə yığmaq
گرجی გროვად დაყრა, დაწყობა ერთმანეთზე
بنگالی গাদা করা, স্তূপ করা
آلبانیایی grumbulloj, stivos
مراتی ढीग करणे, रचणे
نپالی थुपार्नु, थुप्रो लगाउनु
تلگو దిబ్బ చేయడం, రాశి చేయడం
لتونیایی sakraut, sakraut kaudzē
تامیلی அடுக்கு, குவி
استونیایی kuhjama, virnastama
ارمنی դարսել, կույտ անել
کردی kom kirin
عبریערימה، שכבה
عربیتراص، تكديس
فارسیانباشتن، چیدن
اردوتھوڑا تھوڑا جمع کرنا، ڈھیر کرنا

beigen in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های beigen

  • etwas aufeinanderstapeln, etwas aufschichten, aufschichten, stapeln, schichten, schlichten

beigen in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود

* تعاریف تا حدی از ویکی‌واژه (de.wiktionary.org) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر کرده باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: 262156