جملاتی با فعل beeinspruchen

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل beeinspruchen. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی beeinspruchen به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل beeinspruchen در دسترس هستند.

وجه خبری

جملات نمونه در حالت اخباری معلوم برای فعل beeinspruchen

وجه التمنی (سبژونکتیو)

کاربرد وجه التمنی معلوم برای فعل beeinspruchen

وجه شرطی دوم (würde)

شکل‌های جایگزین با "würde"

امری

جملات امری معلوم برای فعل beeinspruchen

ترجمه‌ها

ترجمه‌های beeinspruchen آلمانی


آلمانی beeinspruchen
انگلیسی appeal, objection
روسی апелляция, возражение
اسپانیایی apelación, objeción
فرانسوی contester, faire appel
ترکی itiraz, temyiz
پرتغالی impugnar, recorrer
ایتالیایی opposizione, ricorso
رومانی apel, contestație
مجاری fellebbezni, fellebbezés
لهستانی odwołanie, sprzeciw
یونانی ένσταση, προσφυγή
هلندی beroep doen, bezwaar maken
چکی námitka, odvolání
سوئدی invända, överklaga
دانمارکی appel, indsigelse
ژاپنی 抗議, 異議申し立て
کاتالان impugnació, recurs
فنلاندی valitus
نروژی anklage, innsigelse
باسکی aurka egitea, helegitea
صربی prigovor, žalba
مقدونی жалба, противење
اسلوونیایی pritožba, ugovor
اسلواکی námietka, odvolanie
بوسنیایی prigovor, žalba
کرواتی prigovor, žalba
اوکراینی апеляція, оскарження
بلغاری възражение, обжалване
بلاروسی апеляцыя, скарга
اندونزیایی mengajukan banding, mengajukan keberatan
ویتنامی kháng cáo, phản đối
ازبکی apellyatsiya bermoq, e'tiroz bildirmoq
هندی अपील करना, आपत्ति करना
چینی 上诉, 提出异议
تایلندی คัดค้าน, อุทธรณ์
کره‌ای 이의 제기하다, 항소하다
آذربایجانی apellyasiya etmək, etiraz etmək
گرجی გასაჩივრება
بنگالی আপত্তি জানানো, আপিল করা
آلبانیایی ankimoj, kundërshtoj
مراتی अपील करणे, आक्षेप घेणे
نپالی अपील गर्नु, आपत्ति जनाउनु
تلگو అపీల్ చేయు, ఆక్షేపించు
لتونیایی apelēt, iebilst
تامیلی எதிர்ப்பு தெரிவிக்க, மேல்முறையீடு செய்ய
استونیایی edasikaebama, vaidlustama
ارمنی առարկել, բողոքարկել
کردی apelasyon kirin, îtiraz kirin
عبریערעור
عربیاستئناف، اعتراض
فارسیاعتراض، بررسی مجدد
اردواعتراض، اپیل

beeinspruchen in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های beeinspruchen

  • [Fachsprache] Einspruch erheben, Berufung einlegen
  • Einwendung machen, Einspruch einlegen, einwenden, Einspruch erheben (gegen), Einwand erheben

beeinspruchen in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود

* تعاریف تا حدی از ویکی‌واژه (de.wiktionary.org) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر کرده باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: 1214165

* برخی از مترادف‌ها از OpenThesaurus (openthesaurus.de) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر یافته باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 4.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/4.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: beeinspruchen