جملاتی با فعل beeinspruchen
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل beeinspruchen. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی beeinspruchen به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل beeinspruchen در دسترس هستند.
زمان حال
-
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
وجه وصفی
-
جدول افعال قوانین
- چگونه beeinspruchen را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه beeinspruchen را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه beeinspruchen را در امری صرف میکنید؟
- چگونه beeinspruchen را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه beeinspruchen را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه beeinspruchen را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه beeinspruchen را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری معلوم برای فعل beeinspruchen
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی معلوم برای فعل beeinspruchen
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری معلوم برای فعل beeinspruchen
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای beeinspruchen آلمانی
-
beeinspruchen
appeal, objection
апелляция, возражение
apelación, objeción
contester, faire appel
itiraz, temyiz
impugnar, recorrer
opposizione, ricorso
apel, contestație
fellebbezni, fellebbezés
odwołanie, sprzeciw
ένσταση, προσφυγή
beroep doen, bezwaar maken
námitka, odvolání
invända, överklaga
appel, indsigelse
抗議, 異議申し立て
impugnació, recurs
valitus
anklage, innsigelse
aurka egitea, helegitea
prigovor, žalba
жалба, противење
pritožba, ugovor
námietka, odvolanie
prigovor, žalba
prigovor, žalba
апеляція, оскарження
възражение, обжалване
апеляцыя, скарга
mengajukan banding, mengajukan keberatan
kháng cáo, phản đối
apellyatsiya bermoq, e'tiroz bildirmoq
अपील करना, आपत्ति करना
上诉, 提出异议
คัดค้าน, อุทธรณ์
이의 제기하다, 항소하다
apellyasiya etmək, etiraz etmək
გასაჩივრება
আপত্তি জানানো, আপিল করা
ankimoj, kundërshtoj
अपील करणे, आक्षेप घेणे
अपील गर्नु, आपत्ति जनाउनु
అపీల్ చేయు, ఆక్షేపించు
apelēt, iebilst
எதிர்ப்பு தெரிவிக்க, மேல்முறையீடு செய்ய
edasikaebama, vaidlustama
առարկել, բողոքարկել
apelasyon kirin, îtiraz kirin
ערעור
استئناف، اعتراض
اعتراض، بررسی مجدد
اعتراض، اپیل
beeinspruchen in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای beeinspruchen- [Fachsprache] Einspruch erheben, Berufung einlegen
- Einwendung machen, Einspruch einlegen, einwenden, Einspruch erheben (gegen), Einwand erheben
معانی مترادفها
قواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل