مصدر فعل آلمانی juckeln (hat) 〈مجهول فرایندی〉 〈جمله وابسته〉
صرف juckeln در مصدر زمان حال گذشته کامل شکل پایه مجهول فرایندی: gejuckelt werden, gejuckelt zu werden.ساخت این صورتها مطابق با برخی قواعد دستوری است. همچنین الزامات صرف صورتهای ساده فعل juckeln در مصدر رعایت میشود. نظرات ☆
haben
sein
منظم · haben
جدول افعال قواعد صرف
- ساخت زمان حال از juckeln
- ساخت گذشته ناقص از juckeln
- ساخت امری از juckeln
- ساخت وجه التمنی I (Konjunktiv I) از juckeln
- ساخت وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) از juckeln
- ساخت مصدر از juckeln
- ساخت وجه وصفی از juckeln
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
قوانین بیشتر برای صرف فعل juckeln
- چگونه juckeln را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه juckeln را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه juckeln را در امری صرف میکنید؟
- چگونه juckeln را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه juckeln را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه juckeln را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه juckeln را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
ترجمهها
ترجمههای juckeln (hat) آلمانی
-
juckeln (hat)
fidget, squirm
ерзать, шевелиться
moverse inquieto, moverse nervioso
se balancer, se tortiller
sallamak, kımıldamak
balançar, mover-se inquieto
dondolare, muoversi
agita, mișca
hintázik, nyugtalankodik
kręcić się, wiercić się
κουνιέμαι
schommelen, wiebelen
houpání, pohupování
skaka, vippa
dandre, vugge
そわそわする, 落ち着かない
moure's inquietament
kärsiä, pyöriä
bevege seg urolig, vugge
dantzan, mugitu
nemirno kretanje, vrpoljenje
поместување, поместување на стол
nepokojen, premikati se
hýbať sa, pohybovať sa
nepristojno se kretati, vrpoljiti se
nepokojno sjediti, vrpoljiti se
поворушуватися, підскакувати
поклащам се, раздвижвам се
круціцца, падскокваць
menggeliat-geliat
cựa quậy, ngọ nguậy
qimirlamoq, tipirchilamoq
कसमसाना, हिलडुलना
坐不住, 扭来扭去
กระดุกกระดิก, ขยุกขยิก
꼼지락거리다, 꿈틀거리다
qurdalanmaq, qımıldanmaq
იცქმუტება
কিলবিল করা, ছটফট করা
përdridhem, përpëlitem
कसमसणे, चुळबुळ करणे
कसमसिनु, छटपटिनु
చంచలపడటం
dīdīties, grozīties
அமைதியின்றி அசையுதல்
nihelema
թպրտալ
bêqarar bûn
להתנועע، לזוז
تحرك بقلق
جنبیدن، حرکت کردن
ہلنا، چلنا
juckeln (hat) in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
صورتهای فعلی در مصدر از juckeln (hat)
فعل juckeln (hat) به طور کامل در همه اشخاص و شمارها در مصدر زمان حال گذشته کامل صرف شده است
مصدر زمان حال گذشته کاملشکل پایه
- ... ich gejuckelt worden sein würde (شخص اولمفرد)
- ... du gejuckelt worden sein würdest (شخص دوممفرد)
- ... er gejuckelt worden sein würde (شخص سوممفرد)
- ... wir gejuckelt worden sein würden (شخص اولجمع)
- ... ihr gejuckelt worden sein würdet (شخص دومجمع)
- ... sie gejuckelt worden sein würden (شخص سومجمع)