جملاتی با فعل zupassen
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل zupassen. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی zupassen به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل zupassen در دسترس هستند.
زمان حال
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
Man darf einem Mitspieler innerhalb des eigenen Verteidigungsdrittels den Puck mit der Hand
zupassen
.
A player is allowed to pass the puck with his hand to a teammate within his own defensive zone.
وجه وصفی
-
جدول افعال قوانین
- چگونه zupassen را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه zupassen را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه zupassen را در امری صرف میکنید؟
- چگونه zupassen را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه zupassen را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه zupassen را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه zupassen را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری معلوم برای فعل zupassen
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی معلوم برای فعل zupassen
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری معلوم برای فعل zupassen
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای zupassen آلمانی
-
zupassen
pass, play
пасс, передать
pasar, pase
passer
uygun düşmek, uygun olmak
passar
passare, passare il pallone
pasa
passzol
podanie
πάσα
passen
přihrát
passa
spille til
パスする, 合わせる
passar
syöttää
passe
pasatu
dodati
одговара, потпадне
podati
prihrávať
dodati
dodati
підганяти, підходити
подавам
падкідваць
mengoper, mengumpan
chuyền, chuyền bóng
pas bermoq, pas uzatmoq
पास करना, पास देना
传球
จ่ายบอล, ส่งบอล
패스하다
pas vermək, ötürmək
გადაცემა
পাস করা, পাস দেওয়া
pason
पास देणे
पास गर्नु, पास दिनु
పాస్ ఇవ్వడం, పాస్ చేయడం
piespēlēt
பாஸ் கொடுக்க
söötma
փոխանցել
pas dan, pas kirin
למסור
تمريرة
پاس دادن
پاس دینا
zupassen in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای zupassen- den Ball, Puck in Richtung eines Spielers spielen
- [Sport]
معانی مترادفها
قواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل