جملاتی با فعل welken (hat) ⟨مجهول حالتی⟩

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل welken. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی welken (hat) به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل welken در دسترس هستند.

haben
gewelkt sein
sein
gewelkt sein

وجه خبری

جملات نمونه در حالت اخباری مجهول حالتی برای فعل welken (hat)

وجه التمنی (سبژونکتیو)

کاربرد وجه التمنی مجهول حالتی برای فعل welken (hat)

وجه شرطی دوم (würde)

شکل‌های جایگزین با "würde"

امری

جملات امری مجهول حالتی برای فعل welken (hat)

ترجمه‌ها

ترجمه‌های welken (hat) آلمانی


آلمانی welken (hat)
انگلیسی wither, dry, dry up, fade, wilt
روسی увядать, вянуть, засыхать
اسپانیایی marchitarse, mustiarse, secárse
فرانسوی se dessécher, se faner
ترکی kurumak, solmak
پرتغالی murchar, secar
ایتالیایی appassire, avvizzire, seccare
رومانی se ofili, se usca
مجاری elhervad, hervad, szárad
لهستانی więdnąć, usychać
یونانی μαραίνω, ξεραίνω
هلندی verdorren, verwelken
چکی vadnout, wědět
سوئدی vissna, torka
دانمارکی tørre, visne
ژاپنی しおれる, 枯れる
کاتالان eixorir, emmustiar-se, marcejar, marcir-se, mustigar, pansir-se
فنلاندی kuihtua, kuivua
نروژی visne, tørke
باسکی hiltze, wilkatu
صربی venuti
مقدونی сув
اسلواکی vädnúť, wädnuť
بوسنیایی venuti
کرواتی venuti
اوکراینی в'янути, засихати
بلغاری изсъхвам, увяхвам
بلاروسی вянуць, засыхаць
اندونزیایی layu
ویتنامی héo
ازبکی susaymoq
چینی 枯萎
تایلندی เหี่ยว
کره‌ای 시들다
آذربایجانی solmaq
گرجی ჭკნება
بنگالی মুরঝানো, শুকিয়ে যাওয়া
آلبانیایی vyshket
تلگو వాడిపోవు
لتونیایی izžūt
تامیلی வாடு
استونیایی närbuma
ارمنی թառամել, թոշնել
کردی zewilîn
عبریלְהִוָּלֵךְ، לְהִיבָּשׁ
عربیيجف، يذبل
فارسیخشک شدن، پژمرده شدن
اردوخشک ہونا، مرجھانا

welken (hat) in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های welken (hat)

  • nicht mehr blühen, vertrocknen, welk werden, verblühen, verdorren, vertrocknen, verwelken
  • vergehen, sterben, verschwinden
  • welk werden, schlaff werden, verdorren, verblühen

welken (hat) in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود

* تعاریف تا حدی از ویکی‌واژه (de.wiktionary.org) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر کرده باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: 147055, 147055

* برخی از مترادف‌ها از OpenThesaurus (openthesaurus.de) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر یافته باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 4.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/4.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: welken