جملاتی با فعل welken (hat) 〈مجهول حالتی〉
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل welken. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی welken (hat) به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل welken در دسترس هستند.
زمان حال
-
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
وجه وصفی
-
جدول افعال قوانین
- چگونه welken را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه welken را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه welken را در امری صرف میکنید؟
- چگونه welken را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه welken را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه welken را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه welken را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری مجهول حالتی برای فعل welken (hat)
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی مجهول حالتی برای فعل welken (hat)
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری مجهول حالتی برای فعل welken (hat)
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای welken (hat) آلمانی
-
welken (hat)
wither, dry, dry up, fade, wilt
увядать, вянуть, засыхать
marchitarse, mustiarse, secárse
se dessécher, se faner
kurumak, solmak
murchar, secar
appassire, avvizzire, seccare
se ofili, se usca
elhervad, hervad, szárad
więdnąć, usychać
μαραίνω, ξεραίνω
verdorren, verwelken
vadnout, wědět
vissna, torka
tørre, visne
しおれる, 枯れる
eixorir, emmustiar-se, marcejar, marcir-se, mustigar, pansir-se
kuihtua, kuivua
visne, tørke
hiltze, wilkatu
venuti
сув
vädnúť, wädnuť
venuti
venuti
в'янути, засихати
изсъхвам, увяхвам
вянуць, засыхаць
layu
héo
susaymoq
枯萎
เหี่ยว
시들다
solmaq
ჭკნება
মুরঝানো, শুকিয়ে যাওয়া
vyshket
వాడిపోవు
izžūt
வாடு
närbuma
թառամել, թոշնել
zewilîn
לְהִוָּלֵךְ، לְהִיבָּשׁ
يجف، يذبل
خشک شدن، پژمرده شدن
خشک ہونا، مرجھانا
welken (hat) in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای welken (hat)- nicht mehr blühen, vertrocknen, welk werden, verblühen, verdorren, vertrocknen, verwelken
- vergehen, sterben, verschwinden
- welk werden, schlaff werden, verdorren, verblühen
معانی مترادفها
قواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل