جملاتی با فعل dahängen 〈مجهول حالتی〉
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل dahängen. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی dahängen به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل dahängen در دسترس هستند.
زمان حال
-
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
وجه وصفی
-
جدول افعال قوانین
- چگونه dahängen را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه dahängen را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه dahängen را در امری صرف میکنید؟
- چگونه dahängen را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه dahängen را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه dahängen را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه dahängen را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری مجهول حالتی برای فعل dahängen
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی مجهول حالتی برای فعل dahängen
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری مجهول حالتی برای فعل dahängen
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای dahängen آلمانی
-
dahängen
dangle, droop
обвисать, свисать
colgar flojo, pendear
pendiller, pendouiller
sarkmak
pender, pender frouxo
afflosciarsi, penzolare
atârna moale, pleoști
lifegni, lógni
dyndać, zwisać
κρέμομαι χαλαρά, σακουλιάζω
bengelen, slap hangen
plandat
dingla, sloka
dingle, hænge slapt
だらんと垂れる, 垂れ下がる
penjolar
roikkua velttona
dingle, henge slapt
zintzilik egon
mlitavo visiti
висам млитаво
viseti ohlapno
ovísať, plandať
mlitavo visiti
mlitavo visjeti
звисати, обвисати
вися отпуснато
абвісаць, звісаць
menjuntai
chùng xuống, thõng xuống
osilib turmoq, sallanish
झूलना, ढीला लटकना
下垂, 耷拉
ห้อยต่องแต่ง, ห้อยย้อย
대롱거리다, 축 늘어지다
asılı qalmaq, sallanmaq
კონწიალი
ঝুলে থাকা, ঢিলে ঝুলে থাকা
varet
सैल लटकणे
झुण्डिनु, लत्रिनु
వాలిపోవు, వేలాడటం
nokarāties
தளர்ந்து தொங்குதல், தொங்குதல்
lontis rippuma, rippuma lõdvalt
կախվել
awîzan bûn
להשתלשל
يتدلّى، يترهل
آویزان شدن، شل آویزان شدن
ڈھیلا لٹکنا
dahängen in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای dahängenقواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل