جملاتی با فعل beampeln ⟨مجهول حالتی⟩

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل beampeln. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی beampeln به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل beampeln در دسترس هستند.

وجه خبری

جملات نمونه در حالت اخباری مجهول حالتی برای فعل beampeln

وجه التمنی (سبژونکتیو)

کاربرد وجه التمنی مجهول حالتی برای فعل beampeln

وجه شرطی دوم (würde)

شکل‌های جایگزین با "würde"

امری

جملات امری مجهول حالتی برای فعل beampeln

ترجمه‌ها

ترجمه‌های beampeln آلمانی


آلمانی beampeln
انگلیسی signal, traffic light control
روسی оснащать светофорами
اسپانیایی poner semáforos en, semáforos
فرانسوی semaforiser
ترکی trafik ışıklarıyla donatmak
پرتغالی semáforo
ایتالیایی semaforizzare
رومانی semaforizare
مجاری lámpázni
لهستانی zaopatrzyć w światła, sygnalizować
یونانی ρυθμίζω
هلندی verkeerslichten
چکی signalizovat
سوئدی signalera
دانمارکی lyssignalere
ژاپنی 信号機を設置する
کاتالان semàfors
فنلاندی valojen ohjaaminen
نروژی lyssignal
باسکی seinaleztatu
صربی signalizovati
مقدونی светлосни сигнализација
اسلوونیایی urejati promet
اسلواکی signalizovať
بوسنیایی opremiti semaforima
کرواتی opremiti semaforima
اوکراینی світлофори
بلغاری светофари
بلاروسی святлафор
اندونزیایی memasang lampu lalu lintas
ویتنامی lắp đặt đèn giao thông
ازبکی trafik svetoforlarini o'rnatish
هندی ट्रैफिक लाइट लगाना
چینی 安装交通信号灯
تایلندی ติดตั้งไฟจราจร
کره‌ای 신호등 설치하다
آذربایجانی trafik işıqlarını quraşdırmaq
گرجی ტრანსპორტის სინათლის მონტაჟი
بنگالی ট্রাফিক সিগন্যাল লাগানো
آلبانیایی instaloj dritat e trafikut
مراتی ट्रॅफिक लाइट लावणे
نپالی यातायात बत्ती जडान गर्नु
تلگو ట్రాఫిక్ లైట్లు అమర్చడం
لتونیایی uzstādīt ceļu satiksmes signālus
تامیلی போக்குவரத்து விளக்குகள் நிறுவுதல்
استونیایی paigaldama liiklusvalgustid
ارمنی տրաֆիք լուսավորիչներ տեղադրել
کردی trafîk ışıkları kurmak
عبریלסמן
عربیإشارة مرور
فارسیچراغ راهنمایی
اردوسگنل دینا، ٹریفک سگنل

beampeln in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های beampeln

  • mit Lichtanlagen, die den Verkehr steuern (Ampeln), ausstatten

beampeln in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود

* تعاریف تا حدی از ویکی‌واژه (de.wiktionary.org) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر کرده باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: 758326