جملاتی با فعل verpönen ⟨مجهول فرایندی⟩

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل verpönen. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی verpönen به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل verpönen در دسترس هستند.

وجه خبری

جملات نمونه در حالت اخباری مجهول فرایندی برای فعل verpönen

وجه التمنی (سبژونکتیو)

کاربرد وجه التمنی مجهول فرایندی برای فعل verpönen

وجه شرطی دوم (würde)

شکل‌های جایگزین با "würde"

امری

جملات امری مجهول فرایندی برای فعل verpönen

ترجمه‌ها

ترجمه‌های verpönen آلمانی


آلمانی verpönen
انگلیسی disapprove, frown upon, condemn, reject, taboo
روسی осуждать, запретить, запрещать, не одобрять, осудить, отвергать, отвергнуть
اسپانیایی desaprobar, prohibir, rechazar
فرانسوی proscrire, réprouver, désapprouver
ترکی kınamak, reddetmek
پرتغالی desaprovar, rejeitar
ایتالیایی deprecare, condannare, disapprovare
رومانی dezaproba
مجاری elutasít, helytelennek tart
لهستانی potępiać, odrzucać, potępić
یونانی απαγορεύω, καταδικάζω
هلندی afkeuren, verwerpen
چکی nepřijmout, odsoudit, zamítnout
سوئدی avvisa, misskänna
دانمارکی forkaste, misbillige
ژاپنی 不適切とみなす, 拒否する
کاتالان desaprovar, rebutjar
فنلاندی hylätä, tuomita
نروژی forkaste, misbillige
باسکی baztertu, gogoratu
صربی neodobravati, odbaciti, osuditi
مقدونی неприфатливо, одбивање
اسلوونیایی obsojati, zavračati
اسلواکی odsúdiť, zamietnuť
بوسنیایی odbaciti, osuditi
کرواتی odbaciti, osuditi, prezirati
اوکراینی засуджувати, не схвалювати
بلغاری осъждам, отхвърлям
بلاروسی адхіляць, асуджаць
اندونزیایی menentang, menolak
ویتنامی không tán thành, phản đối
ازبکی ma'qullamagan deb qarash, rad qilmoq
هندی निंदा करना
چینی 不赞成, 反对
تایلندی คัดค้าน, ไม่เห็นด้วย
کره‌ای 못마땅하게 여기다, 비난하다
آذربایجانی pisləmək, razı olmamaq
گرجی არ ეთანხმება
بنگالی নিন্দা করা
آلبانیایی kundërshtoj, refuzoj
مراتی निंदा करणे
نپالی अस्वीकृत गर्नु, निन्दा गर्नु
تلگو నిరాకరించు
لتونیایی noraidīt
تامیلی நிராகரிக்க
استونیایی mitte kiita
ارمنی հակադրվել
کردی qebû nekirin
عبریלגנות، לדחות
عربیاستنكار، رفض
فارسیرد کردن، نپسندیدن
اردومسترد کرنا، ناپسند کرنا

verpönen in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های verpönen

  • (mit gerunzelter Stirn) ablehnen, als nicht angemessen oder passend missbilligen, ablehnen, ächten, meiden, missachten, missbilligen

verpönen in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود

* تعاریف تا حدی از ویکی‌واژه (de.wiktionary.org) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر کرده باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: 848911

* جملات Tatoeba (tatoeba.org) تحت مجوز CC BY 2.0 FR (creativecommons.org/licenses/by/2.0/fr/) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق این لینک‌ها پیدا کنید: 3038933

* جملات ویکشِنری (de.wiktionary.org) تحت مجوز CC BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0/deed.de) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق لینک‌های زیر مشاهده کنید: 40171, 17611