جملاتی با فعل umschulden ⟨مجهول فرایندی⟩

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل umschulden. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی umschulden به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل umschulden در دسترس هستند.

وجه خبری

جملات نمونه در حالت اخباری مجهول فرایندی برای فعل umschulden

وجه التمنی (سبژونکتیو)

کاربرد وجه التمنی مجهول فرایندی برای فعل umschulden

وجه شرطی دوم (würde)

شکل‌های جایگزین با "würde"

امری

جملات امری مجهول فرایندی برای فعل umschulden

ترجمه‌ها

ترجمه‌های umschulden آلمانی


آلمانی umschulden
انگلیسی refinance, convert, debt restructuring, reschedule, convert a debt, reschedule debt payments, restructure debts
روسی перекредитование, рефинансировать
اسپانیایی refinanciar, cambiar de acreedor, convertir, reestructurar deuda
فرانسوی refinancer, convertir
ترکی borcunu yenilemek, borç yapılandırmak, kredi devretmek, tahvil etmek, yeniden finansman
پرتغالی refinanciar, reorganizar dívida, substituir dívida
ایتالیایی rifinanziare, sostituire un prestito, convertire
رومانی refinanțare
مجاری adósságátváltás, kölcsönadás, kölcsönátváltás, átütemezés
لهستانی konwertować dług, przełożenie długu, refinansowanie, refinansować, skonwertować dług
یونانی αναχρηματοδότηση
هلندی herfinancieren, oversluiten
چکی refinancovat, přeúvěrovat
سوئدی omfinansiera
دانمارکی omlægge gæld, omlægge lån, omprioritere
ژاپنی 借り換え
کاتالان refinançar, reestructurar deute
فنلاندی velan siirto, velan uudelleenjärjestely
نروژی omfinansiere, refinansiere
باسکی finantza-aldaketa, finantzaketa, mailegu, mailegu-aldaketa
صربی refinansirati, preuzeti dug
مقدونی префинансирање
اسلوونیایی prestrukturirati dolg, refinancirati
اسلواکی refinancovať
بوسنیایی refinansirati, preusmjeriti dug
کرواتی refinancirati
اوکراینی перекредитування
بلغاری преофериране, префинансиране
بلاروسی рэфінансаванне
اندونزیایی membiayai kembali utang, refinansir
ویتنامی tái cấp vốn
ازبکی qarzni qayta moliyalashtirish, qayta moliyalashtirmoq
هندی पुनर्वित्त करना
چینی 再融资
تایلندی รีไฟแนนซ์
کره‌ای 재융자하다
آذربایجانی yenidən maliyyələşdirmək
گرجی რეაფინანსება, რეფინანსირება
بنگالی পুনরায় অর্থায়ন
آلبانیایی refinansoj, rifinancoj kreditin
مراتی पुनर्वित्त करणे
نپالی पुनः वित्तपोषण गर्नु
تلگو రీఫైనాన్స్ చేయడం
لتونیایی refinansēt, refinansēt kredītu
تامیلی கடன் மறுசீரமைக்குதல், புதிய கடன் மூலம் பழைய கடன் கட்டுதல்
استونیایی refinantseerima
ارمنی վերֆինանսավորել
کردی refinans kirin, refinanskirin
عبریמיחזור חובות، מימון מחדש
عربیإعادة تمويل
فارسیتبدیل بدهی
اردوقرض کی تبدیلی، نئی قرض سے پرانی قرض کی ادائیگی

umschulden in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های umschulden

  • einen alten Kreditgeber mit neu geliehenem Geld auszahlen, wodurch die Schuld nun gegenüber dem neuen Kreditgeber besteht
  • einem Schuldner Geld leihen, damit er einen bestehenden Kredit ablösen kann

umschulden in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود

* تعاریف تا حدی از ویکی‌واژه (de.wiktionary.org) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر کرده باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: 948301, 948301

* جملات ویکشِنری (de.wiktionary.org) تحت مجوز CC BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0/deed.de) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق لینک‌های زیر مشاهده کنید: 948301