جملاتی با فعل wiedereingliedern ⟨مجهول فرایندی⟩ ⟨جمله وابسته⟩

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل wiedereingliedern. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی wiedereingliedern به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل wiedereingliedern در دسترس هستند.

وجه خبری

جملات نمونه در حالت اخباری مجهول فرایندی برای فعل wiedereingliedern

وجه التمنی (سبژونکتیو)

کاربرد وجه التمنی مجهول فرایندی برای فعل wiedereingliedern

وجه شرطی دوم (würde)

شکل‌های جایگزین با "würde"

امری

جملات امری مجهول فرایندی برای فعل wiedereingliedern

ترجمه‌ها

ترجمه‌های wiedereingliedern آلمانی


آلمانی wiedereingliedern
انگلیسی reintegrate, readmit, rehabilitate, reincorporate, reintegrate into society, reintegrating, reintroduce
روسی включить, восстановить, восстановление, реинтеграция
اسپانیایی reincorporar, reintegrar, reintegrar en
فرانسوی réinsertion, réintégrer
ترکی entegrasyon, yeniden dahil etmek, yeniden entegre etmek, yeniden katılım
پرتغالی reintegrar, reincorporar, reintegrar alguém
ایتالیایی integrare, reinserire, reintegrare, riabilitare
رومانی reintegra
مجاری visszailleszteni, újra beilleszteni
لهستانی ponowne włączenie, reintegracja
یونانی επανένταξη, επανεντάσσω
هلندی opnemen, herintegreren
چکی integrovat, znovu začlenit
سوئدی återanpassa, återinföra, återintegrera
دانمارکی genintegrere, genoptage
ژاپنی 再統合, 復帰
کاتالان reincorporar, reintegrar
فنلاندی integrointi, uudelleenintegrointi, uudelleenliittää
نروژی gjeninnføre, gjeninnlemme, integrere, integrere på nytt
باسکی berreskuratu, berreskuratze
صربی integrisati, ponovno uključiti, reintegrisati
مقدونی вратување, интеграција, реинтегрирање
اسلوونیایی integrirati, ponovno vključiti
اسلواکی integrovať, znovu začleniť
بوسنیایی ponovno integrirati, ponovno uključiti, reintegrirati
کرواتی ponovno uključiti, reintegrirati
اوکراینی реінтегрувати, включити знову
بلغاری възстановяване, интегриране, реинтегрирам
بلاروسی аднаўленне, інтэграваць, ўключыць зноў
اندونزیایی mengintegrasikan kembali
ویتنامی hòa nhập lại, tái hòa nhập
ازبکی qayta qamrab olish
هندی पुनः समाविष्ट करना, समूह में पुनः शामिल करना
چینی 重新整合, 重新融入, 重新融入群体
تایلندی กลับเข้าร่วมกลุ่ม, กลับเข้าสู่สังคม
کره‌ای 다시 편입시키다, 재통합하다
آذربایجانی qrupa yenidən daxil etmək, yenidən inteqrasiya etmək
گرجی დაბრუნება ჯგუფში, ჯგუფში დაბრუნება
بنگالی পুনরায় অন্তর্ভুক্ত করা
آلبانیایی ribashkohem në grup, riintegrohet
مراتی पुनः समाविष्ट करणे, पुनः सामील करणे
نپالی पुनः समावेश गर्नु, पुनः समूहमा समावेश गर्नु
تلگو గుంపులో మళ్లీ చేర్చడం, పునఃచేర్చడం
لتونیایی iekļaut atpakaļ grupā, integrēt atpakaļ
تامیلی குழுவில் மீண்டும் சேர்க்க, மீண்டும் இணைத்தல்
استونیایی taas integreerida, taasliituda
ارمنی խմբի մեջ վերամիացնել, վերամիավորել
کردی komê vegerandin, lihevkirin
عبریשילוב מחדש
عربیإعادة إدماج، إعادة دمج
فارسیادغام مجدد، ادغام کردن، بازگشت به گروه
اردوانضمام، دوبارہ شامل کرنا

wiedereingliedern in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های wiedereingliedern

  • erneut eingliedern, jemanden, der aus einer Gruppe oder einem sozialen System herausgefallen ist, wieder aufnehmen und integrieren

wiedereingliedern in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود

* تعاریف تا حدی از ویکی‌واژه (de.wiktionary.org) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر کرده باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: 954258

* جملات ویکشِنری (de.wiktionary.org) تحت مجوز CC BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0/deed.de) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق لینک‌های زیر مشاهده کنید: 954258