جملاتی با فعل nachschminken 〈مجهول فرایندی〉 〈جمله وابسته〉
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل nachschminken. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی nachschminken به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل nachschminken در دسترس هستند.
زمان حال
-
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
Ich muss mich unbedingt
nachschminken
.
I desperately need to touch up my makeup.
-
Maria ging ins Bad, um sich
nachzuschminken
.
Mary went to the bathroom to reapply her makeup.
وجه وصفی
-
Die Moderatorin wird während der Livesendung ständig
nachgeschminkt
.
The presenter is constantly being retouched during the live broadcast.
جدول افعال قوانین
- چگونه nachschminken را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه nachschminken را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه nachschminken را در امری صرف میکنید؟
- چگونه nachschminken را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه nachschminken را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه nachschminken را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه nachschminken را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری مجهول فرایندی برای فعل nachschminken
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی مجهول فرایندی برای فعل nachschminken
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری مجهول فرایندی برای فعل nachschminken
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای nachschminken آلمانی
-
nachschminken
reapply makeup, touch up
подправить макияж
maquillar de nuevo, retocar
rafraîchir, retoucher, se remaquiller
makyaj düzeltmek, tekrar makyaj yapmak
refazer maquiagem, retocar, retocar a maquiagem
ritoccare, aggiustare il trucco, rifare il trucco
retușa
kijavítás, sminkelés
poprawić makijaż, uzupełnić makijaż
διορθώνω το μακιγιάζ
bijwerken, opfrissen
opravit make-up, přetřít make-up
bättra på sminket
frisk op
メイクアップの修正, 再塗布
millorar maquillatge, retocar
korjata meikki, meikata uudelleen
friskne opp sminke
kolorea berriro jarri, makillajea konpondu
ponovo naneti boju, popraviti šminku
поправка на шминка
popraviti ličila
doplniť farbu, opraviť make-up
dodati boju, popraviti šminku
dotjerati šminku, popraviti šminku
підправити макіяж
поправям грима
паправіць макіяж
retouch riasan
tút lại trang điểm
makiyajni tuzatish
टच-अप करना
补妆
เติมเครื่องสำอาง
리터치하다
makiyajı təkrar etmək
მაკიაჟის შეკეთება
মেকআপ টাচ-আপ করা
korrigjoj makijazhin
मेकअप पुन्हा लावणे
मेकअप पुनः लगाउनु
మేకప్ టచ్-అప్ చేయడం
grimu atjaunot
மேக்-அப் புதுப்பிக்க
meigi korrigeerimine
մեյքափի շտկում
makiyajê nûkirin
לחדש، לשדרג
إعادة وضع اللون، تعديل المكياج
اصلاح آرایش، تجدید آرایش
میک اپ درست کرنا
nachschminken in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای nachschminken- das Make-up ausbessern, noch einmal Farbe auflegen
معانی مترادفها
قواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل