جملاتی با فعل behämmern ⟨مجهول فرایندی⟩

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل behämmern. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی behämmern به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل behämmern در دسترس هستند.

وجه خبری

جملات نمونه در حالت اخباری مجهول فرایندی برای فعل behämmern


  • Alte Bäume behämmert der Specht am meisten. 
    انگلیسی Woodpeckers peck mostly old trees.
  • Nach und nach wuchs ich in meine Aufgabe hinein und formte mich wie ein Schmied ein Schwert, das er behämmert und glättet, bis die Klinge scharf und tauglich ist. 
    انگلیسی Little by little, I grew into my task and shaped myself like a blacksmith shapes a sword, hammering and smoothing it until the blade is sharp and suitable.

 جدول افعال

وجه التمنی (سبژونکتیو)

کاربرد وجه التمنی مجهول فرایندی برای فعل behämmern

وجه شرطی دوم (würde)

شکل‌های جایگزین با "würde"

امری

جملات امری مجهول فرایندی برای فعل behämmern

ترجمه‌ها

ترجمه‌های behämmern آلمانی


آلمانی behämmern
انگلیسی embellish, forge, hammer
روسی бить, колотить
اسپانیایی golpear, martillar, martillear
فرانسوی marteler, frapper
ترکی çekiçle şekillendirmek
پرتغالی bater, martelar
ایتالیایی martellare, battere, bombardare
رومانی bătut, ciocanire
مجاری kalapálni, ütni
لهستانی kucie, młotkowanie, wbijać, wbić
یونانی σφυρηλατώ
هلندی hameren, slaan
چکی bít kladivem, klovat
سوئدی hamra
دانمارکی hamre
ژاپنی 叩く, 打つ
کاتالان copar, martellar
فنلاندی lyödä, vasaroida
نروژی hamre
باسکی harriztatzea, kolpekatzea
صربی kucati, udarcima oblikovati
مقدونی ударување
اسلوونیایی kovati, udarjati
اسلواکی klincovať, udierať
بوسنیایی kucanje, udaranje
کرواتی kucati, udaranjem oblikovati
اوکراینی бити, долати, формувати
بلغاری бия, ударям
بلاروسی біць
اندونزیایی memalu, menempa
ویتنامی rèn, đập
ازبکی bolg'alamoq, qoqmoq
هندی ठोकना, पीटना
چینی 锤打, 锻打
تایلندی ตีด้วยค้อน
کره‌ای 망치질하다
آذربایجانی çəkiçləmək
گرجی ჭედვა
بنگالی পেটানো, হাতুড়ি মারা
آلبانیایی farkëtoj
مراتی ठोकणे
نپالی ठोक्नु, हथौडा हान्नु
تلگو సుత్తితో కొట్టు
لتونیایی kalt, āmurēt
تامیلی சுத்தியடிக்க
استونیایی sepistama, vasardama
ارمنی կոփել, մուրճահարել
کردی çekîç kirin
عبریלהכות، למחות
عربیدق، طرق
فارسیزدن، کوبیدن
اردومارنا، پھینکنا

behämmern in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های behämmern

  • mit einem Werkzeug (Hammer) bearbeiten, um einem Material durch Schläge eine gedachte Form zu geben, draufschlagen, punzen

behämmern in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود

* تعاریف تا حدی از ویکی‌واژه (de.wiktionary.org) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر کرده باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: 745434

* جملات ویکشِنری (de.wiktionary.org) تحت مجوز CC BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0/deed.de) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق لینک‌های زیر مشاهده کنید: 745434

* جملات Tatoeba (tatoeba.org) تحت مجوز CC BY 2.0 FR (creativecommons.org/licenses/by/2.0/fr/) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق این لینک‌ها پیدا کنید: 6033483