جملاتی با فعل notwassern (ist) 〈جمله وابسته〉
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل notwassern. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی notwassern (ist) به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل notwassern در دسترس هستند.
زمان حال
-
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
وجه وصفی
-
جدول افعال قوانین
- چگونه notwassern را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه notwassern را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه notwassern را در امری صرف میکنید؟
- چگونه notwassern را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه notwassern را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه notwassern را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه notwassern را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری معلوم برای فعل notwassern (ist)
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی معلوم برای فعل notwassern (ist)
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری معلوم برای فعل notwassern (ist)
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای notwassern (ist) آلمانی
-
notwassern (ist)
ditch, water landing
аварийная посадка на воду
notlandung, wasserung
Notwasserung
acil suya inme
amarar, aterrissagem na água, emergência aquática, pousar na água
atterraggio in acqua, emergenza acquatica
aterizare pe apă
vészleszállás
awaryjne lądowanie na wodzie
ανάγκη προσγείωσης
noodlanding
nouzové přistání na vodě
nödlanda på vatten, nödnedgång
nødlandning
水上着陸
aterratge d'emergència
hätälasku
nødlanding på vann
ura lurreratzea
nužno sletanje na vodu
принудно слетување на вода
nujno pristati na vodi
núdzové pristátie na vode
nužno slijetanje na vodu
nužno slijetanje
аварійна посадка на воду
аварийно кацане
аварыйная пасадка
mendarat darurat di air, mendarat di air
hạ cánh khẩn cấp xuống nước, hạ cánh xuống nước
suvga favqulodda qo'nmoq, suvga qo'nmoq
डिच करना, पानी पर आपातकालीन अवतरण करना
在水上迫降, 水上迫降
ลงจอดฉุกเฉินบนผิวน้ำ
수상 비상착륙하다, 해상에 불시착하다
suda eniş etmək, suda fövqəladə eniş etmək
წყალზე დაშვება, წყალზე საგანგებო დაშვება
জলে জরুরি অবতরণ করা, ডিচ করা
ulje emergjente në ujë, zbresje emergjente në ujë
डिच करणे, पाण्यावर आपतकालीन उतरणे
पानीमा आपतकालीन अवतरण गर्नु, पानीमा डिच गर्नु
నీటిపై అత్యవసర దిగిపోవడం, నీటిపై అత్యవసరంగా దిగడం
avārijas nolaisties ūdenī
நீரில் அவசர இறங்குதல், நீரில் அவசர தரையிறக்கம்
veele hädamaanduma
ջրի վրա արտակարգ վայրէջք կատարել, ջրի վրա վայրէջք կատարել
ser avê ketin
נחיתה על מים
هبوط اضطراري على الماء
نشستن اضطراری
ہنگامی پانی پر اترنا
notwassern (ist) in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای notwassern (ist)- eine Notwasserung durchführen, also mit einem Luftfahrzeug auf dem Wasser niedergehen
- vermittels einer Notwasserung landen
- im Wasser notlanden
معانی مترادفها
قواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل