جملاتی با فعل niedersenken ⟨جمله وابسته⟩

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل niedersenken. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی niedersenken به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل niedersenken در دسترس هستند.

وجه خبری

جملات نمونه در حالت اخباری معلوم برای فعل niedersenken


  • Mit einem Seufzer senkt der alte Herr sich in das Sofa nieder . 
    انگلیسی With a sigh, the old gentleman sinks into the sofa.

 جدول افعال

وجه التمنی (سبژونکتیو)

کاربرد وجه التمنی معلوم برای فعل niedersenken

وجه شرطی دوم (würde)

شکل‌های جایگزین با "würde"

امری

جملات امری معلوم برای فعل niedersenken

ترجمه‌ها

ترجمه‌های niedersenken آلمانی


آلمانی niedersenken
انگلیسی lower, sink down, tilt down
روسی опускать, опускаться, опустить, садиться
اسپانیایی bajar, inclinar, sentarse
فرانسوی abaisser, descendre, s'asseoir
ترکی düşürmek, aşağı indirmek, oturmak
پرتغالی baixar, inclinar, sentar
ایتالیایی abbassare, inclinare, sedersi
رومانی coborî, așeza, îndoi
مجاری leenged, leereszt, leülni
لهستانی obniżać, usiąść, zniżać
یونانی κατεβάζω, χαμηλώνω, καθίζω
هلندی neerleggen, neerzetten, omlaag brengen, zitten
چکی snížit, posadit se, sklonit, usednout
سوئدی sänka, sänka ner
دانمارکی nedsænke, sænke, sætte sig
ژاپنی 下げる, 座る, 沈む, 降ろす
کاتالان asseure's, baixar, inclinar
فنلاندی istua, kääntää alas, laskea, laskeutua
نروژی senke, sette seg, sænke
باسکی behera bota, behera jaitsi, eseri
صربی sedenje, sesti, smanjiti, spustiti
مقدونی намалување, сести, спуштање
اسلوونیایی sesti, spustiti, usedati, znižati
اسلواکی posadiť sa, spustiť, znížiť
بوسنیایی sjediti, sjesti, smanjiti, spustiti
کرواتی sjediti, sjesti, smanjiti, spustiti
اوکراینی опускати, знижувати, сідати
بلغاری намалявам, поставям се, седя, спускам
بلاروسی зніжаць, опускаць, сесці
اندونزیایی mengendap, menundukkan, menurunkan
ویتنامی cúi, hạ xuống, lắng, lắng xuống
ازبکی cho‘kmoq, egmoq, tushirmoq
هندی झुकाना, नीचे करना, बैठना
چینی 低下, 沉淀, 沉降
تایلندی ก้มลง, ตกตะกอน, นอนก้น
کره‌ای 가라앉다, 내려앉다, 내리다, 숙이다
آذربایجانی endirmək, çökmək, əymək
گرجی დალექვა, დაშვება, დახრა
بنگالی তলানি পড়া, নমানো, নিচু করা, বসা
آلبانیایی përkul, ul, ulet
مراتی खाली करणे, झुकवणे, बसणे
نپالی झार्नु, झुकाउनु, बस्नु
تلگو కూర్చు, దించు, వంచు
لتونیایی nolaist, noliekt, nosēsties
تامیلی அடங்குதல், கீழிறக்கு, குனி, தாழ்தல்
استونیایی alla laskma, langetama, laskuma, settima
ارمنی իջեցնել, խոնարհել, նստել
کردی daketin, nizmkirin, xwarxistin
عبریלהוריד، להתיישב، לכופף
عربیخفض، إنزال، جلوس
فارسیپایین آوردن، نشستن، پایین کردن
اردونیچے کرنا، بیٹھنا، نیچے موڑنا

niedersenken in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های niedersenken

  • nach unten wenden, nehmen
  • sich setzen

niedersenken in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود

* تعاریف تا حدی از ویکی‌واژه (de.wiktionary.org) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر کرده باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: 1193766, 1193766

* جملات ویکشِنری (de.wiktionary.org) تحت مجوز CC BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0/deed.de) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق لینک‌های زیر مشاهده کنید: 1193766