جملاتی با فعل hineinschneien (hat)
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل hineinschneien. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی hineinschneien (hat) به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل hineinschneien در دسترس هستند.
زمان حال
-
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
وجه وصفی
جدول افعال قوانین
- چگونه hineinschneien را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه hineinschneien را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه hineinschneien را در امری صرف میکنید؟
- چگونه hineinschneien را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه hineinschneien را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه hineinschneien را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه hineinschneien را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری معلوم برای فعل hineinschneien (hat)
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی معلوم برای فعل hineinschneien (hat)
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری معلوم برای فعل hineinschneien (hat)
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای hineinschneien (hat) آلمانی
-
hineinschneien (hat)
snow in, snow inside
влететь, войти
nevar dentro
içeri girmek
entrar, nevar dentro
ninge în interior
beleszór
przyjść, wpadać
εισέρχομαι
binnenvallen
vniknout
snöa in
sne ind
内部に雪が降る
entrar
tulla sisään
snø inn
barnean elurra egitea
ulaziti
влегува
priti noter, vstopiti
prísť nečakane, vniknúť
provaliti, ući
provaliti, ući
всередину
влизащи в нещо
заснежванне, заснежыць
salju masuk, salju turun ke dalam
tuyết rơi vào trong
ichga qor tushmoq, ichkariga qor yog'moq
अंदर बर्फ गिरना, भीतर बर्फ पड़ना
往里下雪, 往里面下雪
หิมะตกเข้าไปข้างใน, หิมะตกเข้าไปใน
안으로 눈이 내리다, 안으로 눈이 들어오다
içəriyə qar düşmək, içəriyə qar yağmaq
შიგ თოვლი მოდის, შიგ თოვს
ভিতরে তুষার পড়া, ভিতরে বরফ পড়া
borë bie brenda
अंदर बर्फ पडणे
भित्र हिउँ पर्नु
లోకి మంచు పడటం, లోపల మంచు పడటం
sniegot iekšā
உள்ளே பனி பெய்தல், உள்ளே பனி விழுதல்
sisse lund sadama
ներս ձյուն գալ, ներս ձյուն տեղալ
di hundirê de berf barîn, di navê de berf barîn
להיכנס
تساقط داخل
داخل آمدن
اندر آنا
hineinschneien (hat) in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای hineinschneien (hat)- in das Innere von etwas schneien, einschneien, hereinschneien
- überraschend, unangemeldet ankommen, bei etwas erscheinen, anschneien, hineinplatzen, hereinschneien
- unversehens auftauchen, hineinplatzen, plötzlich auftauchen, hereinschneien, reinschneien, hereinplatzen
معانی مترادفها
قواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل