جملاتی با فعل hineinschneien (hat)

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل hineinschneien. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی hineinschneien (hat) به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل hineinschneien در دسترس هستند.

haben
hinein·schneien
sein
hinein·schneien

وجه خبری

جملات نمونه در حالت اخباری معلوم برای فعل hineinschneien (hat)

وجه التمنی (سبژونکتیو)

کاربرد وجه التمنی معلوم برای فعل hineinschneien (hat)

وجه شرطی دوم (würde)

شکل‌های جایگزین با "würde"

امری

جملات امری معلوم برای فعل hineinschneien (hat)

ترجمه‌ها

ترجمه‌های hineinschneien (hat) آلمانی


آلمانی hineinschneien (hat)
انگلیسی snow in, snow inside
روسی влететь, войти
اسپانیایی nevar dentro
ترکی içeri girmek
پرتغالی entrar, nevar dentro
رومانی ninge în interior
مجاری beleszór
لهستانی przyjść, wpadać
یونانی εισέρχομαι
هلندی binnenvallen
چکی vniknout
سوئدی snöa in
دانمارکی sne ind
ژاپنی 内部に雪が降る
کاتالان entrar
فنلاندی tulla sisään
نروژی snø inn
باسکی barnean elurra egitea
صربی ulaziti
مقدونی влегува
اسلوونیایی priti noter, vstopiti
اسلواکی prísť nečakane, vniknúť
بوسنیایی provaliti, ući
کرواتی provaliti, ući
اوکراینی всередину
بلغاری влизащи в нещо
بلاروسی заснежванне, заснежыць
اندونزیایی salju masuk, salju turun ke dalam
ویتنامی tuyết rơi vào trong
ازبکی ichga qor tushmoq, ichkariga qor yog'moq
هندی अंदर बर्फ गिरना, भीतर बर्फ पड़ना
چینی 往里下雪, 往里面下雪
تایلندی หิมะตกเข้าไปข้างใน, หิมะตกเข้าไปใน
کره‌ای 안으로 눈이 내리다, 안으로 눈이 들어오다
آذربایجانی içəriyə qar düşmək, içəriyə qar yağmaq
گرجی შიგ თოვლი მოდის, შიგ თოვს
بنگالی ভিতরে তুষার পড়া, ভিতরে বরফ পড়া
آلبانیایی borë bie brenda
مراتی अंदर बर्फ पडणे
نپالی भित्र हिउँ पर्नु
تلگو లోకి మంచు పడటం, లోపల మంచు పడటం
لتونیایی sniegot iekšā
تامیلی உள்ளே பனி பெய்தல், உள்ளே பனி விழுதல்
استونیایی sisse lund sadama
ارمنی ներս ձյուն գալ, ներս ձյուն տեղալ
کردی di hundirê de berf barîn, di navê de berf barîn
عبریלהיכנס
عربیتساقط داخل
فارسیداخل آمدن
اردواندر آنا

hineinschneien (hat) in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های hineinschneien (hat)

  • in das Innere von etwas schneien, einschneien, hereinschneien
  • überraschend, unangemeldet ankommen, bei etwas erscheinen, anschneien, hineinplatzen, hereinschneien
  • unversehens auftauchen, hineinplatzen, plötzlich auftauchen, hereinschneien, reinschneien, hereinplatzen

hineinschneien (hat) in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود

* تعاریف تا حدی از ویکی‌واژه (de.wiktionary.org) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر کرده باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: 924591, 924591

* برخی از مترادف‌ها از OpenThesaurus (openthesaurus.de) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر یافته باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 4.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/4.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: hineinschneien

* جملات ویکشِنری (de.wiktionary.org) تحت مجوز CC BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0/deed.de) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق لینک‌های زیر مشاهده کنید: 924591