جملاتی با فعل fortlassen

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل fortlassen. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی fortlassen به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل fortlassen در دسترس هستند.

وجه خبری

جملات نمونه در حالت اخباری معلوم برای فعل fortlassen

وجه التمنی (سبژونکتیو)

کاربرد وجه التمنی معلوم برای فعل fortlassen


  • Wenn es sich um Kommas handelt, dann lasse sie im Zweifel fort . 
    انگلیسی When it comes to commas, if in doubt leave them out.

 جدول افعال

وجه شرطی دوم (würde)

شکل‌های جایگزین با "würde"

امری

جملات امری معلوم برای فعل fortlassen

ترجمه‌ها

ترجمه‌های fortlassen آلمانی


آلمانی fortlassen
انگلیسی omit, leave out, let away, let go
روسی не использовать, не упоминать, отпускать, отпустить, пускать, пустить
اسپانیایی omitir, dejar, dejar salir, suprimir
فرانسوی laisser de côté, omettre
ترکی bahsetmeme, kullanma
پرتغالی deixar de lado, não mencionar, não usar
ایتالیایی escludere, lasciare andare via, lasciare fuori, omettere, tralasciare
رومانی lăsa deoparte, omite
مجاری nem említeni, nem használni
لهستانی nie używać, nie wspominać
یونانی παραλείπω, αφήνω να φύγει
هلندی niet gebruiken, niet vermelden, overslaan, weglaten
چکی nepoužít, nezmiňovat, pustit
سوئدی utelämna, lämna bort
دانمارکی forsømme, undlade
ژاپنی 使用しない, 言及しない
کاتالان no esmentar, no utilitzar
فنلاندی jättää käyttämättä, mainitsematta jättäminen
نروژی unngå, utelate
باسکی baztertu, utzi
صربی ne koristiti, ne pominjati
مقدونی не користи, не спомнува
اسلوونیایی izpustiti, ne omeniti
اسلواکی nepomenovať, nepoužiť
بوسنیایی ne koristiti, ne spominjati
کرواتی ne koristiti, ne spominjati
اوکراینی не використовувати, не згадувати
بلغاری не споменавам, пропускам
بلاروسی не выкарыстоўваць, не згадваць
اندونزیایی melewatkan, tidak menyebutkan
ویتنامی bỏ qua, lược bỏ
ازبکی o‘tkazib yubormoq, tilga olmaslik
هندی उल्लेख न करना, छोड़ना
چینی 略去, 省略
تایلندی ละ, เว้น
کره‌ای 빼다, 생략하다
آذربایجانی buraxmaq
گرجی გამოტოვება
بنگالی উল্লেখ না করা, উহ্য করা
آلبانیایی lë jashtë, mos përmend
مراتی वगळणे
نپالی उल्लेख नगर्नु, छोड्नु
تلگو వదిలివేయు
لتونیایی izlaist, nepieminēt
تامیلی தவிர், விட்டுவிடு
استونیایی välja jätma
ارمنی բաց թողնել, չնշել
کردی derbas kirin
عبریלהשאיר، לזנוח
عربیتجاهل، عدم ذكر
فارسیرها کردن، کنار گذاشتن
اردواستعمال نہ کرنا، چھوڑ دینا

fortlassen in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های fortlassen

  • nicht verwenden oder erwähnen
  • weggehen lassen, weglassen, überspringen, auslassen, aussparen, ausschließen

fortlassen in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود

* برخی از مترادف‌ها از OpenThesaurus (openthesaurus.de) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر یافته باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 4.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/4.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: fortlassen

* جملات Tatoeba (tatoeba.org) تحت مجوز CC BY 2.0 FR (creativecommons.org/licenses/by/2.0/fr/) به صورت رایگان در دسترس هستند. برخی از آن‌ها تغییر یافته‌اند. نویسندگان جملات را می‌توانید از طریق این لینک‌ها پیدا کنید: 2949735