جملاتی با فعل erdrosseln

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل erdrosseln. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی erdrosseln به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل erdrosseln در دسترس هستند.

ترجمه‌ها

ترجمه‌های erdrosseln آلمانی


آلمانی erdrosseln
انگلیسی strangle, throttle, choke, garotte, garrote, garrotte, suffocate
روسی задушить, душить, удавить, удавливать, удушение
اسپانیایی estrangular, ahogar, estrangularse
فرانسوی étrangler, s'étrangler, stranguler, s'étrangler avec
ترکی boğmak
پرتغالی estrangular, sufocar, esganar
ایتالیایی strozzare, strangolare
رومانی strangula, sufoca
مجاری megfojt, megfojtani
لهستانی udusić, dusić
یونانی στραγγαλίζω, στραγγαλισμός
هلندی doden, smoren, verhinderen, verstikken
چکی zardousit, rdousit, udusit, uškrtit, škrtit
سوئدی strypa, kväva
دانمارکی kvæle
ژاپنی 窒息させる, 絞殺
کاتالان estrangulació, sufocació
فنلاندی kuristaa, kuristaa kuoliaaksi, tukahduttaa
نروژی kvele
باسکی hiltzea, sustraitzea
صربی daviti, gušiti
مقدونی задушување
اسلوونیایی zadušiti
اسلواکی udusiť
بوسنیایی daviti, gušiti
کرواتی gušiti, zadaviti
اوکراینی задушити
بلغاری задушавам
بلاروسی задушыць
اندونزیایی mencekik
ویتنامی siết cổ
ازبکی bog'ib o'ldirish
هندی गला दबाकर मारना
چینی 勒死
تایلندی บีบคอฆ่า
کره‌ای 목을 졸라 죽이다
آذربایجانی boğazını sıxmaq
گرجی გაგუდვა
بنگالی গলা টিপে হত্যা করা
آلبانیایی mbyt, ngulfat
مراتی गळा दाबून मारणे
نپالی घाँटी थिचेर मार्नु
تلگو ఉక్కిరిబిక్కిరి చేయు, గొంతు నులిమి చంపు
لتونیایی nožņaugt, žņaugt
تامیلی கழுத்தை நெரித்து கொல்
استونیایی kägistama
ارمنی խեղդամահ անել, խեղդել
کردی xenqandin
عبریחניקה
عربیخنق
فارسیخفه کردن
اردوخنق کرنا، گلا گھونٹنا

erdrosseln in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های erdrosseln

  • jemanden töten, indem man ihm mit einem Hilfsmittel die Luftröhre zudrückt, strangulieren, erwürgen, (jemanden) ersticken, (jemanden) würgen

erdrosseln in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود

* تعاریف تا حدی از ویکی‌واژه (de.wiktionary.org) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر کرده باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 3.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/3.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: 153086

* برخی از مترادف‌ها از OpenThesaurus (openthesaurus.de) گرفته شده‌اند و ممکن است بعداً تغییر یافته باشند. آن‌ها تحت مجوز CC-BY-SA 4.0 (creativecommons.org/licenses/by-sa/4.0) به صورت رایگان در دسترس هستند: erdrosseln