جملاتی با فعل durchlotsen
نمونههایی برای استفاده از صرف فعل durchlotsen. اینها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرفشده، یک مثال جمله نمایش داده میشود. شکل فعل برجسته میشود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی durchlotsen به صورت تصادفی انتخاب میشود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثالها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگههای تمرین برای فعل durchlotsen در دسترس هستند.
زمان حال
-
گذشته ناقص
-
وجه التزامی I
-
حالت التبعیض دوم
-
امری
-
مصدر
-
Weder Tom noch Alex kennen sich in der Stadt aus, Max wird sie durch den Feierabendverkehr
durchlotsen
müssen.
Neither Tom nor Alex knows their way around the city, Max will have to guide them through the rush hour traffic.
-
Wir wenden automatisierte Reflexe an und wiederholen vertraute Verhaltensmuster, um uns durch die Höhen und Tiefen in den Teams und überall im Unternehmen
durchzulotsen
.
We apply automated reflexes and repeat familiar behavior patterns to navigate through the highs and lows in teams and everywhere in the company.
وجه وصفی
-
جدول افعال قوانین
- چگونه durchlotsen را در زمان حال صرف میکنید؟
- چگونه durchlotsen را در گذشته ناقص صرف میکنید؟
- چگونه durchlotsen را در امری صرف میکنید؟
- چگونه durchlotsen را در وجه التمنی I (Konjunktiv I) صرف میکنید؟
- چگونه durchlotsen را در وجه التمنی دوم (Konjunktiv II) صرف میکنید؟
- چگونه durchlotsen را در مصدر صرف میکنید؟
- چگونه durchlotsen را در وجه وصفی صرف میکنید؟
- افعال در زبان آلمانی چگونه صرف میشوند؟
زمان حال گذشته ناقص امری وجه التمنی اول وجه التمنی دوم مصدر وجه وصفی
وجه خبری
جملات نمونه در حالت اخباری معلوم برای فعل durchlotsen
وجه التمنی (سبژونکتیو)
کاربرد وجه التمنی معلوم برای فعل durchlotsen
وجه شرطی دوم (würde)
شکلهای جایگزین با "würde"
امری
جملات امری معلوم برای فعل durchlotsen
برگههای کاری
ترجمهها
ترجمههای durchlotsen آلمانی
-
durchlotsen
guide, navigate, pilot through
направлять, проводить
guiar, orientar
accompagner, guider, piloter
rehberlik etmek, yol göstermek
acompanhar, guiar
accompagnare, guidare
conduce, ghida
segíteni, átvezetni
przeprowadzać, prowadzić, przeprawiać, przeprawić, przeprowadzić
καθοδήγηση, οδήγηση
begeleiden, doorlaten, loodsen
navigovat, provést
leda, vägleda
guide, lede
導く, 案内する
guiar, orientar
auttaa, opastaa
lede, veilede
bideratu, lagundu
provesti, proći
помагање
usmerjati, voditi
navigovať, previesť
provesti, voditi
provesti, usmjeriti
допомагати, проводити
водя, помагам
праходзіць, праходзіць праз
membimbing melalui
dẫn qua khó khăn
yo'naltirmoq
मार्गदर्शन करना
带领渡过难关
พาผ่านความลำบาก
인도하다
yol göstərmək
გადამყვენა
পথ দেখানো
udhëheq përmes
मार्गदर्शन करणे
मार्गदर्शन गर्नु
మార్గదర్శనం చేయడం
vadīt cauri
வழிகாட்டுவது
juhatada läbi
ուղեկցել
rêberî kirin
להנחות، ללוות
إرشاد، مساعدة
راهنمایی کردن، هدایت کردن
راستہ دکھانا، مدد کرنا
durchlotsen in dict.cc
ترجمهها
همکاری کنید
به ما کمک کن و با افزودن ورودیهای جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی میتوانی از این وبسایت بدون تبلیغات استفاده کنی.
|
|
ورود |
معانی
معانی و مترادفهای durchlotsen- helfen, durch eine schwierige Situation hindurchzukommen oder auch einen schwierigen Weg zu meistern
معانی مترادفها
قواعد صرف
قوانین دقیق برای صرف فعل