جملاتی با فعل durchlichten

نمونه‌هایی برای استفاده از صرف فعل durchlichten. این‌ها جملات واقعی و جملاتی از پروژه Tatoeba هستند. برای هر شکل صرف‌شده، یک مثال جمله نمایش داده می‌شود. شکل فعل برجسته می‌شود. اگر بیش از یک جمله وجود داشته باشد، یک مثال با فعل آلمانی durchlichten به صورت تصادفی انتخاب می‌شود. برای اینکه صرف فعل را نه تنها با مثال‌ها بلکه با تمرین نیز یاد بگیرید، برگه‌های تمرین برای فعل durchlichten در دسترس هستند.

وجه خبری

جملات نمونه در حالت اخباری معلوم برای فعل durchlichten

وجه التمنی (سبژونکتیو)

کاربرد وجه التمنی معلوم برای فعل durchlichten

وجه شرطی دوم (würde)

شکل‌های جایگزین با "würde"

امری

جملات امری معلوم برای فعل durchlichten

ترجمه‌ها

ترجمه‌های durchlichten آلمانی


آلمانی durchlichten
انگلیسی clear out, thin out
روسی прореживание
اسپانیایی clarear, despejar
فرانسوی éclaircir
ترکی açmak, seyrekleştirmek
پرتغالی clarear, desbastar
ایتالیایی diradare
رومانی subțiere
مجاری ritkítani
لهستانی przerzedzać
یونانی αραιώνω
هلندی dunnen
چکی prořezávání, zřídnutí
سوئدی tunna ut
دانمارکی udtynding
ژاپنی 薄くする, 間引き
کاتالان clarificar, desbrossar
فنلاندی harventaa
نروژی tynne ut
باسکی argitu, argitzen
صربی prorediti
مقدونی разредување
اسلوونیایی razredčiti, redčiti
اسلواکی prejasniť, prerezávať
بوسنیایی prorediti
کرواتی pročistiti, razrijediti
اوکراینی проріджувати
بلغاری разреждане
بلاروسی разрэджванне
اندونزیایی menjarangkan
ویتنامی tỉa thưa
ازبکی siyraklashtirmoq
هندی छाँटना, विरल करना
چینی 疏伐, 间伐
تایلندی ตัดสาง
کره‌ای 간벌하다, 솎다
آذربایجانی seyrəltmək
گرجی დათხელება
بنگالی ছাঁটা, বিরল করা
آلبانیایی rralloj
مراتی छाटणे, विरळ करणे
نپالی छाँट्नु, विरल पार्नु
تلگو కత్తిరించు, సన్నబరచు
لتونیایی izretināt, retināt
تامیلی அடர்த்தி குறைத்தல், அறுக்குதல்
استونیایی harvendama
ارمنی նոսրացնել
کردی kêmkirin
عبریדילול
عربیتخفيف
فارسیرقیق کردن
اردودرختوں کی چھانٹ، پھلوں کی چھانٹ

durchlichten in dict.cc


ترجمه‌ها 

همکاری کنید


به ما کمک کن و با افزودن ورودی‌های جدید و ارزیابی موارد موجود، یک قهرمان شو. به عنوان تشکر، پس از رسیدن به امتیاز مشخصی می‌توانی از این وب‌سایت بدون تبلیغات استفاده کنی.



ورود

همه قهرمانان 

معانی

معانی و مترادف‌های durchlichten

  • ausdünnen von Pflanzen oder Wäldern

durchlichten in openthesaurus.de

معانی  مترادف‌ها 

قواعد صرف

قوانین دقیق برای صرف فعل

نظرات



ورود